(آيه 61)- در دومين سؤال به بحث از موهبت آرامش و ثبات زمين و قرارگاه انسان در اين جهان پرداخته، مىگويد: آيا معبودهاى ساختگى آنها بهتر است «يا كسى كه زمين را مستقر و آرام قرار داد، و در ميان آن، نهرهاى آب جارى، روان ساخت، و براى زمين، كوهاى ثابت و پا بر جا ايجاد كرد»؟! تا همچون زرهى قشر زمين را از لرزش نگاه دارند (أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ).
و نيز «ميان دو دريا (از آب شيرين و شور) مانعى قرار داد» تا با هم مخلوط نشوند (وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً).
آيا بتها نقشى در اين نظام بديع و شگفتانگيز دارند؟! حتى بت پرستان چنين ادعايى نمىكنند.
لذا در پايان آيه بار ديگر اين سؤال را تكرار مىكند كه «آيا معبودى با اللّه هست»؟ (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).
نه «بلكه بيشترشان نادانند و بىخبر» (بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
(آيه 62)- در سومين سؤال، از اين سؤالات پنجگانه كه مجموعهاى از يك باز پرسى و محاكمه معنوى را تشكيل مىدهد، سخن از حل مشكلات، و شكستن بن بستها و اجابت دعاهاست.
مىگويد: آيا معبودهاى بىارزش شما بهترند «يا كسى كه دعاى مضطر و درمانده را هنگامى كه او را بخواند به اجابت مىرساند و گرفتارى و بلا را بر طرف مىكند»؟! (أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).
آرى! در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مىشود و از هر نظر درمانده و مضطر مىگردد، تنها كسى كه مىتواند قفل مشكلات را بگشايد نور اميد در دلها بپاشد ذات پاك اوست و نه غير او.
از آنجا كه اين واقعيت به عنوان يك احساس فطرى در درون جان همه انسانهاست، بت پرستان نيز به هنگامى كه در ميان امواج خروشان دريا گرفتار مىشوند تمام معبودهاى خود را فراموش كرده، دست به دامن لطف «اللّه» مىزنند همان گونه كه قرآن مىگويد: «هنگامى كه سوار كشتى مىشوند خدا را مىخوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مىدانند». (عنكبوت/ 65) سپس مىافزايد: نه تنها مشكلات و ناراحتيها را بر طرف مىسازد بلكه «شما را خلفاى زمين قرار مىدهد» (وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ).
«آيا (با اين همه) معبودى با خداست»؟ (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).
«ولى شما كمتر متذكر مىشويد» (قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ). و از اين دلائل روشن پند و اندرز نمىگيريد.





