(آيه 14)- اما آنها به جاى اين كه سر بر فرمان او نهند و به خداوند يگانه ايمان آورند و دستوراتش را به جان پذيرا شوند «از او روى گردان شدند و گفتند: او ديوانه‏اى است كه ديگران اين مطالب را به او القا كرده‏اند»! (ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ).

(آيه 15)- سپس مى‏افزايد: «ما كمى عذاب را از شما بر طرف مى‏سازيم (ولى عبرت نمى‏گيريد و) بار ديگر به كارهاى خود باز مى‏گرديد» (إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ).

(آيه 16)- و در اين آيه مى‏فرمايد: ما از آنها انتقام مى‏گيريم «در آن روز كه آنها را با قدرت خواهيم گرفت آرى ما انتقام گيرنده‏ايم» (يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‏ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ).

(آيه 17)- در تعقيب آيات گذشته كه از سركشى مشركان عرب و عدم تسليم آنها در مقابل حق سخن مى‏گفت، در اينجا به نمونه‏اى از امم پيشين كه آنها نيز همين مسير را طى كردند و سر انجام به عذابى دردناك و شكستى فاحش مبتلا شدند، اشاره مى‏كند، تا هم تسلى خاطرى باشد براى مؤمنان و هم تهديدى براى منكران لجوج. و آن داستان موسى و فرعون است، مى‏فرمايد: «ما پيش از اينها قوم فرعون را آزموديم» (وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ).

«و در اين هنگام) رسول بزرگوارى به سراغشان آمد» (وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ).

(آيه 18)- موسى با لحنى بسيار مؤدّبانه و دلپذير و آكنده از محبت آنها را مخاطب قرار داد و گفت: امور «بندگان خدا را به من واگذاريد كه من فرستاده امينى براى شما هستم» (أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ).

(آيه 19)- سپس موسى بعد از دعوت آنها به اطاعت خداوند يا آزاد ساختن بنى اسرائيل مى‏گويد: مأموريت ديگر من اين است كه به شما بگويم: «در برابر خداوند تكبر نورزيد (و حدّ خويش نگهداريد) كه من براى شما دليل روشنى (بر گفته‏هاى خود) آورده‏ام» (وَ أَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ).

هم معجزات آشكار، و هم دلائل منطقى روشن.