(آيه 6)- سپس براى بيان علت اصلى نزول قرآن و ارسال پيامبر و مقدرات شب قدر مىافزايد: همه اينها «به خاطر رحمتى است از سوى پروردگارت» (رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ).
آرى! رحمت بىكران او ايجاب مىكند كه بندگان را به حال خود رها نكند، و برنامه و راهنما براى آنها بفرستد.
و در ذيل همين آيه و آيات بعد اوصاف هفتگانهاى براى خداوند مىشمرد كه همگى بيانگر مقام توحيد اوست مىفرمايد: «او سميع و عليم است» (إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).
تقاضاى بندگان را مىشنود و به اسرار درون دلهاى آنها آگاه است.
(آيه 7)- سپس در بيان سومين توصيف مىفرمايد: «خداوندى كه پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو قرار گرفته است مىباشد، اگر شما يقين داريد» (رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ).
از آنجا كه بسيارى از مشركان به خدايان و ارباب متعددى قائل بودند، و براى هر نوع از انواع موجودات ربى مىپنداشتند. در اين آيه با جمله «رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما» خط بطلان بر همه مىكشد و اثبات مىكند كه پروردگار همه موجودات عالم يكى است.
(آيه 8)- در چهارمين و پنجمين و ششمين توصيف مىفرمايد: «هيچ معبودى جز او نيست زنده مىكند و مىميراند» (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ).
و در هفتمين و آخرين توصيف مىافزايد: «او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست» (رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ).
حيات و مرگ شما به دست اوست، و پروردگار شما و پدرانتان و همه جهانيان اوست. بنابر اين معبودى جز او نمىتواند وجود داشته باشد، آيا كسى كه نه مقام ربوبيت دارد، و نه مالك حيات و مرگ است، مىتواند معبود واقع شود؟





