(آيه 43)- در اينجا به دهمين صحنه يعنى آخرين بخش از آيات مربوط به داستان پر ماجراى موسى (ع) مى‏رسيم، كه سخن از نزول احكام، و تورات مى‏گويد: يعنى زمانى كه دوران «نفى طاغوت» پايان گرفته، و دوران سازندگى و اثبات آغاز مى‏شود.

نخست مى‏فرمايد: «و ما به موسى كتاب آسمانى داديم بعد از آن كه اقوام قرون نخستين را هلاك كرديم (كتابى كه) براى مردم بصيرت آفرين بود، و مايه هدايت و رحمت تا متذكر شوند» (وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى‏ بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ).

(آيه 44)- سپس به بيان اين حقيقت مى‏پردازد كه آنچه را در باره موسى و فرعون با تمام ريزه كاريهاى دقيق آن بيان كرديم، خود دليلى است بر حقانيت قرآن تو، چرا كه تو در اين صحنه‏ها هرگز حاضر نبودى و اين ماجرا را با چشم نديدى بلكه اين لطف خدا بود كه اين آيات را براى هدايت مردم بر تو نازل كرد.

مى‏گويد: «و تو در جانب غربى نبودى هنگامى كه ما فرمان نبوت را به موسى داديم، و تو از شاهدان (اين ماجراها) محسوب نمى‏شدى» (وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى‏ مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ).

(آيه 45)- سپس مى‏افزايد: «ولى ما اقوامى را در اعصار مختلف خلق كرديم، و زمانهاى طولانى بر آنها گذشت» كه آثار انبيا از دلهايشان محو شد پس تو را با كتاب آسمانيت فرستاديم (وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ).

«تو هرگز در ميان مردم مدين اقامت نداشتى تا (از وضع آنان آگاه باشى و) آيات ما را براى آنها [مشركان مكّه‏] بخوانى» (وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا).

«ولى ما بوديم كه تو را فرستاديم» و اين آيات را در اختيارت قرار داديم (وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ).