قبل‎تر بسیاری از خانواده‎های حجازی از علماء گرفته تا پادشاهان البته به جز چند استثنا، رابطه نزدیکی با هاشمی‎ها داشتند که لااقل خارج از عقاید و آراء وهابی و مناسک به طور کلی از سوی ابن سعود مورد جذب و قبول قرار گرفتند،. که این امر باعث ناامیدی بسیاری از علمای نجدی بود، برای اینکه، اجرای قوانین وهابی در حجاز و هر جای دیگری به وسیله‎ی تاکتیک مقاومت محلی و موافقت دولتی متوقف شده بود. به علاوه‎ی تأثیر مداوم و همیشگی خارجی‎ها چه مسلمان و چه غیرمسلمان با زمینه‎های فرهنگی و اجتماعی مختلف که البته این تأثیر دارای شدت و ضعف بود؛ تبعیدی‎های معروف، درخواست­کنندگان پناهندگی سیاسی، طلاب دینی و غیره نیز در این توقف موثر بود.

حضور آنها در کنار یکدیگر با رسوم محلی، در برابر ائتلاف کلی جامعه سعودی برای سبک زندگی وهابی به درگیری نظامی کشیده شد. نهایتا باید فرسایش تدریجی جایگاه وهابی در ارتباط با قدرت مالی به دست آمده از ثروت نفتی و برخی از پیشرفت‎های مرتبط با آن،سنجیده شود (گرندگیلوم، در کتاب‎نامه).

در نتیجه سخنرانی‎های مذهبی و مناسک روزانه (نه فقط در حجاز) به صورت یک سویه و یا چند سویه تحت تأثیر قوانین و جایگاه سلفیه و گرایشات مشابه آن در آمد (که در گذشته خودشان از وهابیه الهام گرفته بودند). اصول اصلاحی، تصویر ذهنی بسیاری از روشنفکران، کارکنان شهری، تکنوکرات‎ها را به تسخیر در آورد (اصلاح مراجعه کنید) که شاید بتوان آن را نوعی از وهابیت جدید به حساب آورد (شولز در کتاب‎نامه فهرست 500 و 505). روند این میانه­روی مغرضانه از سال 1950 به بعد قدرت یافت، مخصوصا با مهاجرت اخوان المسلمین (به الإخوان المسلمین مراجعه کنید) و گروه‎های مشابه که به عنوان پناهندگان سیاسی به عربستان سعودی می‎آمدند، و در آنجا به عنوان مشاور و معلم و در سایر مناصب به خدمت گرفته می‎شدند.

با این حال اصول تندروی سنتی وهابی و مناسک، به طرز قابل توجهی تقویت شد. نمایندگان این جریان، مانند شیخ عبدالعزیز بن باز (تا زمان مرگش در می ‎1999 مفتی اعظم و رئیس هیئت علمای ارشد، "هیئت کبار العلماء" که در سال 1971 تاسیس شد) تأثیر خودشان را نشان دادند؛ به عنوان مثال به وسیله‎ی بحث و بررسی فتواها، همچنین شکل دادن ساختار و دوره‎ی تحصیلات در دانشگاه اسلامی مدینه، مرکزی که در سال 1961 بنا نهاده شد (شولز فهرست 494 و نجدی محمد الانصاری، التعلیم فی المدینه المنوره، قاهره 1414/1993، 610-40).

به علاوه علمای وهابی (از جمله اعضای خاندان محمد بن عبدالوهاب که به نام آل الشیخ خوانده می‎شدند) هنوز نقش مهمی در مشورت دادن به مجمع جهانی مسلمانان که در مکه پایه گذاری شد، داشتند (رابطه العالم الاسلامی)، یک سازمان اسلام­گرا که در سال 1962 بنانهاده شد(شولزesp. 181 و الرابطه الاسلامیه مراجعه کنید). هر چند برای آنها مایه خجالت است که برخی از ایده‎های مذهبی و تصمیمات قانونی آنها مورد قبول نظامیان متعصب است و برای ایجاد هیجان و تنش در برابر چیزی که خیانت به اصول مذهبی از سوی رژیمی که مدعی حقانیت گفتمان وهابی است، مورد استفاده قرار می­گیرد. ایدئولوژی شورش که در نوامبر سال 1979 مکه را به تسخیر در آورد موردی از این قبیل بود (به مدخل کشیشیان در قسمت کتاب‎نامه و نیز شولز، صص-374369 مراجعه شود).