کتاب منازل الاخره / شیخ عباس قمی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

موضوع: کتاب منازل الاخره / شیخ عباس قمی

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #10
    پاسخگوی مسائل مذهبی طاهره وحیدیان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    محل سکونت
    روی زمین خدا جایی در این غربتکده...جایی در همین نزدیکی...
    نوشته ها
    4,275
    می پسندم
    220
    مورد پسند : 2,271 بار در 1,502 پست
    نوشته های وبلاگ
    9
    میزان امتیاز
    159
    ​پس وزیر چون این سخنان را از پادشاه شنید فرصت را غنیمت شمرده و گفت : اى پادشاه ، مى ترسم که این دنیاى ما و پادشاهى تو و این بهجت و سرورى که به این لذتهاى دنیا داریم در نظر آن جماعتى که پادشاهى را دائمى مى دانند مثل این مزبله و این دو شخص نماید و خانه هاى ما که سعى در بناء و استحکامش مى کنیم در نظر آن جماعتى که مساکن سعادت و منازل باقیه آخرت را در نظر دارند چنان نماید که این غار در نظر ما مى نماید و بدنهاى ما نزد کسانى که پاکیزگى و نظافت و حسن و جمال معنوى را فهمیده اند چنان نماید که این دو بدقیافه زشت در نظر ما مى نمایند، و تعجب آن سعادتمندان از لذت و شادى ما به عیشهاى دنیا مانند تعجب ما باشد از لذت این دو شخص که به حال ناخوش دارند.
    پادشاه گفت : آیا مى شناسى جمعى را که به این صفت که بیان کردى موصوف باشند؟ وزیر گفت : بلى . پادشاه گفت : کیستند؟ وزیر گفت : ایشان جمعى اند که به دین الهى گرویده اند و ملک و پادشاهى آخرت و لذت آن را دانسته اند و پیوسته طالب سعادتهاى آخرتند. پادشاه گفت که ملک آخرت کدام است ؟ وزیر گفت : آن ، نعیم و لذتى است که شدت و جفا بعد از آن نمى باشد، و غنائى است که بعد از آن فقر و احتیاج نمى باشد؛ پس فى الجمله صفات ملک آخرت را بیان کرد تا آنکه پادشاه گفت که آیا براى داخل شدن به آن منزل و کسب رستگارى راهى و وسیله اى مى دانى ؟ وزیر گفت : بلى ، آن خانه مهیا است براى هر که آن را از راهش طلب نماید.
    پادشاه گفت : که چرا تو پیش از این مرا به چنین خانه راه نمى نمودى و اوصاف آن را براى من بیان نمى کردى ؟ وزیر گفت : که از جلالت و هیبت پادشاهى تو حذر مى کردم . پادشاه گفت که اگر این امرى که تو وصف کردى تحقق یابد سزاوار نیست که ما او را ضایع کنیم و سعى در تحصیل آن ننمائیم بلکه باید جهد کنیم تا خبر آن را مشخص نمائیم و به آن ظفر یابیم . وزیر گفت که رخصت مى فرمائى که مکرر وصف آخرت براى شما بیان کنم تا یقین شما زیاده گردد پادشاه گفت که بلکه تو را امر مى کنم که شب و روز در این کار باشى و نگذارى که من به امر دیگرى مشغول گردم ، و دست از این سخن بر ندارى به درستى که این امر، عجیب و غریب است که آن را سهل نمى توان شمرد و از چنین امر عظیمى غافل نمى توان شد و بعد از این سخنان ، وزیر و پادشاه راه نجات پیش گرفته به سعادت ابدى فائز گردیدند.
    اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی.....

  2. کاربر مقابل پست طاهره وحیدیان عزیز را پسندیده است:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •