(آيه 53)- قوم لوط چهارمين قومى هستند كه به آنها اشاره كرده، مىگويد:
«و نيز شهرهاى زير و رو شده (قوم لوط) را فرو كوبيد» (وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى).
در ظاهر زلزله شديدى اين آباديها را به آسمان پرتاب كرد و واژگون ساخت و بر زمين كوبيد، و طبق روايات جبرئيل آنها را به قوت خداداد از زمين بركند و وارونه كرد و بر زمين افكند.
(آيه 54)- سپس «آنها را با عذاب سنگين پوشانيد» (فَغَشَّاها ما غَشَّى).
آرى! بارانى از سنگهاى آسمانى بر آنها فرو ريخت و سراسر اين شهرهاى زير و رو شده را زير آوارى از سنگ مدفون ساخت.
(آيه 55)- در پايان اين بحث به مجموعه نعمتهائى كه در آيات گذشته آمده است، اشاره كرده و در شكل يك استفهام انكارى مىفرمايد: «در كداميك از نعمتهاى پروردگارت ترديد دارى» (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى).
آيا در نعمت حيات، يا اصل نعمت آفرينش، و يا اين نعمت كه خداوند كسى را به جرم ديگرى مجازات نمىكند و خلاصه آنچه در كتب پيشين آمده و در قرآن نيز تأكيد شده است شك و ترديد دارى؟
درست است كه مخاطب در اين آيه شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است. ولى مفهوم آن همگان را شامل مىشود، بلكه هدف اصلى از آن بيشتر افراد ديگرند.
(آيه 56)- به دنبال آيات گذشته كه سخن از هلاكت اقوام پيشين به خاطر ستمگرى و طغيان آنها مىگفت، در اينجا روى سخن را به مشركان و كفار و منكران دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مىگويد: «اين (پيامبر يا قرآن) بيم دهندهاى از بيم دهندگان پيشين است» (هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى).
اين كه مىگويد: پيامبر (يا قرآن) از نوع انذار كنندگان نخستين است، مفهومش اين است كه رسالت محمد صلّى اللّه عليه و آله و كتاب آسمانيش قرآن موضوع بىسابقهاى نيست، شبيه آن در گذشته بسيار بوده است، چرا مايه تعجب شماست؟
(آيه 57)- آنگاه براى اين كه مشركان و كافران به خطرى كه در پيش دارند توجه بيشتر كنند، مىافزايد: «آنچه بايد نزديك شود نزديك شده است» و قيامت فرا مىرسد (أَزِفَتِ الْآزِفَةُ).
نامگذارى قيامت به اين نام علاوه بر آيه مورد بحث در آيه 18 سوره غافر نيز آمده است، و تعبيرى است گويا و بيدار كننده، همين مفهوم را به صورت ديگرى در آيه 1 سوره قمر مىخوانيم: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ قيامت نزديك شده است» و به هر حال نزديكى قيامت با توجه به كوتاهى عمر دنيا قابل درك است به خصوص اين كه هر كس مىميرد، قيامت صغرايش برپا مىشود.





