(آيه 23)- در اين آيه، قرآن با قاطعيت مى‏گويد: «اينها فقط نامهائى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‏ايد (نامهائى بى‏محتوا و اسمهائى بى‏مسمى) و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده است» (إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ).

نه دليلى از عقل بر آن داريد، و نه دليلى از طريق وحى الهى، و جز يك مشت اوهام و خرافات و الفاظ تو خالى چيزى نيست.

و در پايان مى‏افزايد: «آنها فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پيروى مى‏كنند» و اين موهومات همه زائيده پندار و هوى است (إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ).
«در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است» (وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى‏).

اما چشم مى‏بندند و به آن پشت مى‏كنند، و در ظلمات اين اوهام غوطه‏ور مى‏شوند.
اصولا هواى نفس خود بزرگترين و خطرناكترين بتهاست و سر چشمه پيدايش بتهاى ديگر، و مايه گرمى بازار بت‏پرستى است.

(آيه 24)- قرآن همچنان خرافه بت‏پرستى را تعقيب و محكوم مى‏كند.
نخست به آرزوهاى بى‏اساس بت‏پرستان و انتظاراتى كه از بتها داشتند پرداخته، مى‏گويد: «آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن مى‏رسد»؟! (أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى).

آيا ممكن است اين اجسام بى‏روح و بى‏ارزش به شفاعت او در پيشگاه خدا برخيزند؟ و يا در مشكلات و گرفتاريها در دنيا و آخرت به او پناه بدهند؟