(آيه 49)- سر انجام در اين آيه مى‏فرمايد: آيا انسان نمى‏داند كه در كتب پيشين آمده «كه اوست پروردگار ستاره شعرا»؟! (وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى‏).

تكيه بر خصوص «ستاره شعرا»- علاوه بر اين كه اين ستاره درخشنده‏ترين ستارگان آسمان است كه معمولا به هنگام سحر در كنار صورت فلكى «جوزا» در آسمان ظاهر مى‏شود و كاملا جلب توجه مى‏كند- به خاطر اين است كه گروهى از مشركان عرب آن را مى‏پرستيدند، قرآن مى‏گويد: چرا شعرا را مى‏پرستيد؟ آفريدگار و پروردگار آن را بپرستيد.

(آيه 50)- اين همه درس عبرت كافى نيست؟ در آيات گذشته ده مطلب در طى دو فراز ذكر شده بود، فراز اول ناظر به مسؤوليت هر كس در مقابل اعمالش مى‏باشد، و فراز دوم در باره منتهى شدن تمام خطوط به پروردگار سخن مى‏گويد، و در اينجا كه تنها به ذكر يك مطلب مى‏پردازد سخن از مجازات و هلاكت دردناك چهار قوم از اقوام ستمگر پيشين است كه هشدارى است براى آنها كه از دستورات گذشته سرپيچى مى‏كنند و به مبدأ و معاد ايمان ندارند.

نخست مى‏فرمايد: آيا انسان خبر ندارد كه در كتب پيشين آمده است «كه خداوند قوم عاد نخستين را هلاك كرد»؟! (وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى‏).

توصيف قوم عاد به «الاولى» (نخستين) يا به خاطر قدمت اين قوم است و يا به خاطر آن است كه در تاريخ، دو قوم «عاد» وجود داشته‏اند و قوم معروف كه پيامبرشان حضرت هود (ع) بود همان عاد نخستين است.

(آيه 51)- سپس مى‏افزايد: «و همچنين قوم ثمود را (بر اثر طغيانشان هلاك كرد) و كسى از آنها را باقى نگذارد» (وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى‏).

(آيه 52)- سپس در باره قوم نوح مى‏فرمايد: «و نيز قوم نوح را پيش از آنها» هلاك كرد (وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ).

«چرا كه آنان از همه ظالمتر و طغيانگرتر بودند» (إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى‏). چرا كه پيامبرشان نوح در مدتى طولانى‏تر از تمام انبياء به تبليغ آنان پرداخت، با اين حال جز تعداد كمى به دعوت او پاسخ نگفتند، و در شرك و بت‏پرستى و تكذيب و آزار نوح پافشارى و سرسختى فوق العاده‏اى داشتند، چنانكه شرح آن به خواست خدا در تفسير سوره نوح خواهد آمد.