(آيه 27)- قرآن همچنان موضوع آيات قبل را در زمينه نفى عقائد مشركان تعقيب كرده، نخست مىفرمايد: «كسانى كه به آخرت ايمان ندارند فرشتگان را دختر (خدا) نامگذارى مىكنند» (إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى).
آرى! اين سخن زشت و شرمآور تنها از كسانى سر مىزند كه به حساب و جزاى اعمال معتقد نيستند كه اگر عقيده داشتند اين چنين جسورانه سخن نمىگفتند، سخنى كه كمترين دليلى بر آن ندارند، بلكه دلائل عقلى نشان مىدهد نه خداوند فرزندى دارد نه فرشتگان دخترند.
(آيه 28)- سپس به يكى از دلائل روشن بطلان اين نامگذارى اشاره كرده، مىافزايد: «آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، بلكه از گمان بىپايه پيروى مىكنند با اينكه گمان هرگز انسان را بىنياز از حق نمىكند» (وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً).
انسان متعهد و معتقد هرگز سخنى را بدون علم و آگاهى نمىگويد، و نسبتى را به كسى بىدليل نمىدهد، تكيه بر گمان و پندار كار شيطان و انسانهاى شيطان صفت است، و قبول خرافات و موهومات نشانه انحراف و بىعقلى است.
البته گمانهائى كه معقول و موجه است و غالبا مطابق واقع و مبناى كار عقلا در زندگى روزمره مىباشد، مانند شهادت شهود در محكمه و دادگاه، يا «قول اهل خبره» و يا «ظواهر الفاظ» و امثال آن داخل در اين آيات نيست، اين گونه گمانها در حقيقت يك نوع علم عرفى است نه گمان.
(آيه 29)- سپس براى اين كه روشن كند اين گروه اهل استدلال و منطق نيستند، و حب دنيا و فراموش كردن ياد خدا آنها را در لجنزار اين موهومات و خرافات غوطهور ساخته، مىافزايد: «حال كه چنين است از كسى كه از ياد ما روى مىگرداند، و جز زندگى مادى دنيا را نمىطلبد اعراض كن و به آنها اعتنا مكن كه شايسته سخن نيستند! (فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا).
«ذكر خدا» مفهوم گستردهاى دارد كه هر گونه توجه به خدا را چه از طريق قرآن، و دليل عقل، و چه از طريق سنت، و ياد قيامت شامل مىگردد.
شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه امر به اعراض از اين گروه هرگز منافاتى با تبليغ رسالت كه وظيفه اصلى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ندارد. چرا كه تبليغ و انذار و بشارت مخصوص مواردى است كه حد اقل احتمال تأثير وجود داشته باشد، آنجا كه يقين به عدم تأثير است نبايد نيروها را به هدر داد، و بعد از اتمام حجت بايد اعراض كرد.





