(آيه 41)- با صيحه رستاخيز همه زنده مى‏شوند: در اين آيه همانند ساير آيات اين سوره تكيه بر مسأله معاد و رستاخيز شده و باز گوشه ديگرى از آن را مطرح مى‏كند، و آن مسأله نفخ صور و خروج مردگان از قبر است.

مى‏فرمايد: «و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‏دهد» (وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ).

يعنى اين صدا آن چنان در فضا پخش مى‏شود كه گويى بيخ گوش همه است.

(آيه 42)- «روزى كه همگان صيحه رستاخيز را به حق مى‏شنوند، آن روز، روز خروج (از قبرها) است»! (يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ).

مخاطب در «و استمع» (گوش فرا ده) گر چه شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است ولى مسلما مقصود همه انسانها هستند.

و منظور از «گوش فرادادن» يا انتظار كشيدن است، زيرا كسانى كه در انتظار حادثه‏اى به سر مى‏برند كه با صداى وحشتناكى شروع مى‏شود دائما گوش فرا مى‏دهند، و منتظرند. و يا منظور گوش فرا دادن به اين سخن الهى است، و معنى چنين مى‏شود: «اين سخن را بشنو كه پروردگارت در باره صيحه رستاخيز مى‏گويد».

اين منادى همان «اسرافيل» است كه در «صور» مى‏دمد، و در آيات قرآن نه با نام بلكه با تعبيرات ديگرى به او اشاره شده است.

(آيه 43)- و براى اين كه روشن شود حاكم در اين دادگاه بزرگ كيست؟
مى‏افزايد: «مائيم كه زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم و بازگشت تنها به سوى ماست» (إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ).