(آيه 37)- در اين آيه براى تأكيد بيشتر مى‏افزايد: «قطعا در اين (سرگذشت پيشينيان) تذكر است، براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش فرا دهد در حالى كه حاضر باشد»! (إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ).

منظور از «قلب» در اينجا و در ديگر آيات قرآن كه بحث از درك مسائل مى‏كند همان «عقل» و شعور و ادراك است.

مجموع آيه چنين معنى مى‏دهد، دو گروه مى‏توانند از اين مواعظ، پند و اندرز گيرند، نخست آنها كه داراى ذكاوت و عقل و هوشند، و خود مستقلا مى‏توانند مسائل را تحليل كنند، و ديگر كسانى كه در اين حد نيستند اما مى‏توانند «مستمع» خوبى براى دانشمندان باشند، و با حضور قلب به سخنان آنها گوش فرا دهند و حقايق را از طريق ارشاد و راهنمائى آنها فرا گيرند.

(آيه 38)- آفريدگار آسمانها و زمين قادر بر احياى مردگان است در تعقيب آيات گذشته و دلائل مختلفى كه در باره معاد در آن آمده بود، در اينجا به يكى ديگر از دلائل امكان معاد اشاره كرده و بعد از آن به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله دستور صبر و شكيبائى و تسبيح و حمد پروردگار مى‏دهد، تا كار شكنيهاى مخالفان را از اين طريق تحمل و خنثى كند.

نخست مى‏فرمايد: «و ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آن است در شش روز [شش دوران‏] آفريديم، و هيچ گونه رنج و سختى به ما نرسيد»! (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ).

بديهى است كسى كه قدرتش محدود است اگر بخواهد كارى انجام دهد كه بيش از توان او باشد خسته و درمانده و وامانده مى‏شود، ولى در مورد وجودى كه قدرتش نامحدود و توانائيش بى‏نهايت است اين امور مفهومى ندارد.
بنابر اين چنين كسى توانائى دارد كه انسان را بعد از مردن بار ديگر به حيات باز گرداند.