بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

(آيه 1)- در اينجا بار ديگر در آغاز اين سوره به بعضى از «حروف مقطعه» برخورد مى‏كنيم و آن حرف «قاف» (ق). است.

چنانكه قبلا نيز گفته‏ايم يكى از تفسيرهاى قابل توجه «حروف مقطعه» اين است كه «قرآن» با آن همه عظمت از مواد ساده‏اى همچون حروف «الفبا» تشكيل يافته، و اين نشان مى‏دهد كه ابداع‏گر و نازل كننده قرآن مجيد علم و قدرت بى‏پايان داشته كه از چنين ابزار ساده‏اى چنان تركيب عالى آفريده است.

برخى از مفسران نيز «ق» را اشاره به بعضى از اسماء اللّه مانند «قادر» و «قيوم» دانسته‏اند.

از جمله امورى كه گواهى مى‏دهد ذكر اين حرف از حروف مقطعه براى بيان عظمت قرآن است اين كه بلافاصله بعد از آن مى‏فرمايد: «سوگند به قرآن مجيد» كه قيامت و رستاخيز حق است (وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ).

«مجيد» از ماده «مجد» به معنى «شرافت گسترده» است قرآن عظمت و شرافتى بى‏پايان دارد ظاهرش زيبا، محتوايش عظيم، دستوراتش عالى، و برنامه‏هايش آموزنده و حيات‏بخش است.

(آيه 2) سپس به بيان پاره‏اى از ايرادهاى بى‏اساس كفار و مشركان عرب پرداخته، از ميان آنها به دو ايراد اشاره كرده، نخست مى‏گويد: «آنها تعجب كردند كه پيامبرى انذارگر، از ميان خودشان آمده، و كافران گفتند: اين چيز عجيبى است»؟! (بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْ‏ءٌ عَجِيبٌ).

اين ايرادى است كه قرآن بارها به آن و پاسخ آن اشاره كرده، و تكرار آن نشان مى‏دهد كه از ايرادهاى اصلى كفار بوده كه همواره آن را تكرار مى‏كردند.

(آيه 3)- بعد از اين ايراد به رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و اينكه چگونه از جنس بشر است؟ ايراد ديگرى به محتواى دعوت او داشتند و انگشت روى مسأله‏اى مى‏گذاردند كه براى آنها از هر نظر عجيب و غريب بود.

آنها مى‏گفتند: «آيا هنگامى كه مرديم و خاك شديم (دوباره به زندگى باز مى‏گرديم) اين بازگشتى بعيد است»! (أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ).