(آيه 20)- سپس به مسأله نفخ صور پرداخته، مىفرمايد: «و در صور دميده مىشود و آن روز روز تحقق وعده وحشتناك است» (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ).
منظور از «نفخ صور» در اينجا همان نفخ دوم است كه نفخه «قيام» و «جمع» و «حضور» است، نفخهاى است كه در آغاز «رستاخيز» انجام مىگيرد، و با آن، همه انسانها زنده مىشوند، و از قبرها برخاسته، براى حساب و جزا در محضر عدل الهى حاضر مىشوند.
(آيه 21)- در اين آيه وضع انسانها را به هنگام ورود در محشر چنين بيان مىكند: «و (در آن روز) هر انسان وارد محشر مىشود، در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است» (وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ).
درست همچون دادگاههاى اين جهان كه مأمورى همراه شخص متهم است و شاهدى بر اعمال او، شهادت مىدهد.
(آيه 22)- در اينجا به مجرمان، يا به همه انسانها، خطاب مىشود كه: «تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى، و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملا تيز بين است»! (لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ).
آرى! پردههاى جهان ماده: آمال و آرزوها، عشق و علاقه به دنيا، زن و فرزند و مال و مقام، هوسهاى سركش و حسادتها، تعصب و جهل و لجاجت به تو اجازه نمىداد كه امروز را از همان زمان بنگرى، با اين كه نشانههاى معاد و رستاخيز روشن بود و دلائل آن آشكار! امروز گرد و غبار غفلت فرو نشسته، حجابهاى جهل و تعصب و لجاج كنار رفته، پردههاى شهوات و آمال و آرزوها دريده شده، حتى آنچه در پرده غيب مستور بوده ظاهر گشته است.
(آيه 23)- همنشينان انسان از فرشتگان و شياطين: باز در اينجا صحنه ديگرى از معاد ترسيم شده، صحنه تكان دهندهاى كه فرشته قرين انسان، محكوميت او را بر ملا مىسازد، و فرمان خداوند براى مجازات او صادر مىشود.
نخست مىفرمايد: «فرشته همنشين او مىگويد: اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است» و از تمام كارهاى كوچك و بزرگ او در سراسر عمر پرده بر مىدارد (وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ).
منظور از «قرين» در اينجا فرشتهاى است كه در دنيا همراه انسان و مأمور ضبط اعمال اوست، و در دادگاه عدل الهى گواهى مىدهد.





