(آيه 30)- در اين آيه به فراز كوتاه و تكان دهندهاى از حوادث قيامت اشاره كرده، مىگويد: به خاطر بياوريد «روزى را كه به جهنم مىگوئيم: آيا پر شدهاى؟! و او مىگويد: آيا افزون بر اين هم هست»! (يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ).
اين آيه به خوبى نشان مىدهد كه دوزخيان بسيارند و جهنم منظره هولناك و وحشتناكى دارد و تهديد الهى جدى است، و به گونهاى است كه فكر در باره آن لرزه بر اندام هر انسانى مىافكند.
(آيه 31)- با توجه به اين كه بحثهاى اين سوره غالبا بر محور مسأله معاد و امورى كه در ارتباط با آن است دور مىزند و با توجه به اين كه در آيات گذشته از چگونگى افكندن كفار لجوج در جهنم و شدت عذاب آنها و صفاتى كه آنها را به دوزخ مىكشد سخن به ميان آمد، در اينجا صحنه ديگرى را ترسيم مىكند، صحنه داخل شدن پرهيزكاران به بهشت با احترام كامل، و اشاره به انواع نعمتهاى بهشتى و صفاتى كه انسان را در صف بهشتيان قرار مىدهد، تا در مقايسه با يكديگر حقايق روشنتر گردد.
نخست مىفرمايد: «و در آن روز بهشت را به پرهيزكاران نزديك مىكنند و فاصلهاى از آنان ندارد»! (وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ).
(آيه 32)- سپس در شرح اوصاف بهشتيان مىگويد: «اين چيزى است كه به شما وعده داده مىشويد و براى كسانى است كه به سوى خدا باز مىگردند، و پيمانها و احكام او را حفظ مىكنند» (هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ).
(آيه 33)- در ادامه اين اوصاف در اين آيه به دو وصف ديگر آنها اشاره مىكند- كه در حقيقت توضيح و تفسيرى است براى اوصاف گذشته- مىفرمايد:
«آن كسى كه از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پر انابه در محضر او حاضر شود» (مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ).
آنها نه فقط در حضور جمع كه در تنهائى و خلوت نيز مرتكب گناهى نمىشوند.
اين خوف و خشيت سبب مىشود كه قلب آنها «منيب» باشد، دائما متوجه خدا گردد، و به طاعت او اقبال كند، و از هر گناه و لغزشى توبه نمايد، و اين حال را تا پايان عمر ادامه دهد و با همين حالت وارد عرصه محشر گردد.





