(آيه 6)- لحظه‏اى به آسمان بنگريد! قرآن همچنان بحث «دلائل معاد» را دنبال مى‏كند، گاه از طريق قدرت بى‏انتهاى حق و گاه از وجود صحنه‏هاى معاد در همين دنيا كمك مى‏گيرد.

نخست توجه منكران را به آفرينش آسمانها جلب كرده، مى‏گويد: «آيا به آسمان بالاى سرشان نگاه نكردند كه چگونه ما آن را بنا كرده‏ايم (بى‏آنكه ستون و پايه‏اى داشته باشد) و چگونه آن را (به وسيله ستارگان) زينت بخشيده‏ايم، و هيچ شكاف و شكستى در آن نيست»! (أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ).

منظور از نگاه كردن در اينجا نگاهى توأم با انديشه و تفكر است كه انسان را به قدرت عظيم خالق اين آسمان پهناور و شگفتيهايش آشنا سازد.

(آيه 7)- سپس به عظمت آفرينش زمين پرداخته، مى‏افزايد: «و زمين را گسترش داديم و در آن كوههائى عظيم و استوار افكنديم، و از هر نوع گياه بهجت انگيز در آن رويانديم» (وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ).

آرى! آفرينش زمين از يك سو، گسترش آن (بيرون آمدن از زير آب) از سوى ديگر، پيدايش كوهها كه ريشه‏هاى آن به هم پيوسته و همچون زرهى زمين را در برابر فشارهاى درونى و برونى و جزر و مدهاى حاصل از جاذبه ماه و خورشيد حفظ مى‏كند، از سوى سوم، و پيدايش انواع گياهان با آن همه عجائب و زيبائيها از سوى چهارم همگى دليل بر قدرت بى‏پايان اوست.

(آيه 8)- در اين آيه نتيجه گيرى كرده، مى‏گويد: همه اينها را آفريديم «تا وسيله بينائى و ياد آورى براى هر بنده توبه كارى باشد»! (تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى‏ لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ).

آرى! كسى كه قدرت بر آفرينش آسمانها با آن همه عظمت و زيبائى، و زمين با اين همه نعمت و جمال و نظم و حساب دارد، چگونه نمى‏تواند مردگان را بار ديگر لباس حيات بپوشاند، و قيامتى بر پا كند؟

(آيه 9)- در اين آيه پايه استدلال ديگرى را مى‏نهد و مى‏گويد: «و از آسمان آبى پر بركت نازل كرديم و به وسيله آن باغها و دانه‏هايى را كه درو مى‏كنند رويانديم» (وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ).