(آيه 18)- روزى كه جانها به لب مىرسد! اين آيه همچنان ادامه توصيف قيامت است.
نخست مىگويد: «آنها را از روز نزديك بترسان» (وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ).
اگر درست بنگريم مجموعه عمر دنيا در برابر عمر قيامت لحظه زود گذرى بيش نيست، و چون هيچ تاريخى از سوى خداوند براى آن به كسى حتى به پيامبران اعلام نشده است بايد هميشه آماده استقبال از آن بود.
دومين توصيف اين كه: «در آن روز (از شدت هول و ترس) دلها به گلوگاه مىرسد»! (إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ).
در توصيف سوم مىگويد: «تمامى وجود آنها مملو از اندوه مىگردد» اما توانايى اظهار آن را ندارند (كاظِمِينَ).
اگر انسان گرفتار اندوه و غم جانكاهى شود اما بتواند فرياد كند ممكن است كمى آرام گيرد، اما افسوس كه در آنجا حتى جاى فرياد و نعره زدن نيست، آنجا پيشگاه داورى حق و محضر عدل پروردگار، و حضور جميع خلايق است، فرياد چه سودى دارد؟! چهارمين توصيف اين كه: «براى ستمكاران دوستى وجود ندارد» (ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ).
آن گروه از دغل دوستان كه همچون مگسان گرد شيرينى به هنگام قدرت اطراف آنها را گرفته بودند، همه گرفتار كار خويشند، و به ديگرى نمىپردازند، آرى در آن روز نه دوستى براى انسان وجود دارد و نه غمخوارى براى درد دل كردن.
در پنجمين توصيف مىفرمايد: «و نه شفاعت كنندهاى كه شفاعتش پذيرفته شود» (وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ).
چرا كه شفاعت شافعان راستين مانند انبيا و اولياء نيز به اذن پروردگار است، و به اين ترتيب قلم بطلان بر پندار بتپرستان مىكشد.





