(آيه 3)- اين آيه خدا را به پنج وصف ديگر از صفات بزرگش كه بعضى اميد آفرين و بعضى خوف آفرين است توصيف كرده، مىگويد: «خداوندى كه آمرزنده گناه» است (غافِرِ الذَّنْبِ).
«و پذيرنده توبه» (وَ قابِلِ التَّوْبِ).
«داراى مجازات سخت» (شَدِيدِ الْعِقابِ).
«و صاحب نعمت فراوان» است (ذِي الطَّوْلِ).
«هيچ معبودى جز او نيست» (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).
«و بازگشت (همه شما) به سوى اوست» (إِلَيْهِ الْمَصِيرُ).
آرى! كسى كه واجد اين اوصاف است فقط او شايسته عبوديت و مالك پاداش و كيفر است.
(آيه 4)- بعد از ذكر نزول قرآن از سوى خداوند و توصيف او به صفاتى كه انگيزه خوف و رجا است سخن از گروهى به ميان مىآورد كه در برابر اين آيات الهى به مجادله و پرخاشگرى بر مىخيزند، و سرنوشت اين گروه را ضمن جملههايى كوتاه و كوبنده روشن ساخته، مىفرمايد: «تنها كسانى در آيات الهى مجادله مىكنند كه (از روى عناد) كافر شدهاند» (ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا).
درست است كه اين گروه احيانا نيرو و جمعيت و قدرتى دارند، ولى «مبادا رفت و آمدهاى آنان در شهرها (و قدرت نمائيهايشان) تو را بفريبد»! (فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ).
هدف آيه فوق اين است كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مؤمنان آغاز اسلام كه غالبا از قشر محروم بودند گوشزد كند مبادا امكانات مالى، و قدرت سياسى و اجتماعى كافران جبار را دليلى بر حقانيت، و يا قدرت واقعى آنها بدانند، دنيا اين گونه اشخاص را زياد به خاطر دارد، و تاريخ نشان مىدهد كه تا چه اندازه در برابر مجازاتهاى الهى ضعيف و ناتوان بودند، همانند برگهاى پژمرده پائيزى در برابر تندباد خزان.





