(آيه 37)- «وسائل (صعود به) آسمانها تا از خداى موسى آگاه شوم، هر چند گمان مى‏كنم او دروغگو باشد» (أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى‏ إِلهِ مُوسى‏ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً).

آرى «اين چنين اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه كرد و از راه حق بازداشته شد» (وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ).

«اما توطئه و مكر فرعون جز به زيان و نابودى نمى‏انجامد» (وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ).

ظاهر اين است فرعون به عنوان چند هدف دست به چنين كارى زد:
1- او مى‏خواست وسيله‏اى براى اشتغال فكرى مردم و انصراف ذهن آنها از مسأله نبوت موسى و قيام بنى اسرائيل فراهم آورد.

2- او مى‏خواست از اين طريق كمك مادى و اقتصادى به توده‏هاى زحمت‏كش كند، و كارى هرچند موقت براى بى‏كاران فراهم سازد تا كمى مظالم او را فراموش كنند و وابستگى مردم از نظر اقتصادى به خزينه او بيشتر گردد.

3- برنامه اين بود كه بعد از پايان بنا بر فراز آن رود و نگاهى به آسمان كند و احتمالا تيرى در كمان گذارد و پرتاب كند و باز گردد، و براى تحميق مردم بگويد:
خداى موسى هر چه بود تمام شد! به سراغ كار خود برويد، و فكرتان راحت باشد!

(آيه 38)- از من پيروى كنيد تا راه راست را به شما نشان دهم گفتيم «مؤمن آل فرعون» سخنان خود را در چند مقطع بيان كرد، در اينجا چهارمين مقطع از سخنان او آمده كه مقصود خود را از طريق ديگرى دنبال مى‏كند، و آن توجه دادن به «ناپايدارى زندگى دنيا» و «مسأله معاد و حشر و نشر» است و توجه به آنها بدون شك تأثير عميقى در تربيت انسانها دارد.

نخست مى‏گويد: «و كسى كه ايمان آورده بود صدا زد: اى قوم من! از من پيروى كنيد تا من شما را به راه حق ارشاد كنم» (وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ).