(آيه 10)- ما به گناه خود معترفيم آيا راه جبرانى هست؟

در آيات گذشته سخن از شمول «رحمت» الهى نسبت به مؤمنان بود، و در اينجا سخن از چگونگى «غضب» پروردگار بر افراد بى‏ايمان است، تا با قرينه مقابله هر دو بحث روشنتر گردد.

نخست مى‏فرمايد: «كسانى را كه كافر شدند روز قيامت صدا مى‏زنند كه عداوت و خشم پروردگار نسبت به شما از عداوت و خشم شما به خودتان بيشتر است چرا كه دعوت به سوى ايمان مى‏شديد ولى راه كفر را پيش مى‏گرفتيد» (إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمانِ فَتَكْفُرُونَ).

چه كسى آنها را چنين ندا مى‏كند؟ ظاهر اين است كه فرشتگان عذاب براى ملامت و سرزنش و رسوا كردن آنها چنين ندائى سر مى‏دهند، در حالى كه فرشتگان رحمت همواره آماده اكرام و احترام مردم با ايمان و صالح مى‏باشند.

منظور از خشم و عداوت كفار نسبت به خودشان اين است كه آنها بزرگترين دشمنى را در حق خود در دنيا انجام داده‏اند، آيا دشمنى با خويشتن از اين شديدتر مى‏شود كه انسان به خاطر پيروى هواى نفس و بهره گيرى از متاع چند روزه دنيا راه سعادت جاويدان را به روى خويش ببندد و درهاى عذاب ابدى را بگشايد.

(آيه 11)- به هر حال مجرمان با مشاهده اوضاع و احوال قيامت و آگاهى بر خشم خداوند نسبت به آنها از خواب غفلت طولانى خويش بيدار مى‏شوند و در فكر چاره افتاده «مى‏گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى (و ما در اين مرگ و حياتها همه چيز را فهميديم) اكنون به گناهان خود اعتراف مى‏كنيم، پس آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ و بازگشت به دنيا و جبران ما فات) وجود دارد؟! (قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ).

آرى! در آنجا پرده‏هاى غرور و غفلت كنار مى‏رود، و چشم حقيقت بين انسان باز مى‏شود، لذا چاره‏اى جز اعتراف به گناه ندارد.

منظور از دو بار ميراندن، مرگ در پايان عمر و مرگ در پايان برزخ است، و منظور از دو مرتبه احيا، احياى برزخى و احياى در قيامت است.

به اين ترتيب ما يك حيات جسمانى داريم و يك حيات برزخى، در پايان عمر از حيات جسمانى مى‏ميريم، و در پايان اين جهان از حيات برزخى و نيز داراى دو حيات به دنبال اين دو مرگ هستيم: حيات برزخى، و حيات روز قيامت.