هم انواع آن مختلف است، همچون گندم و جو و برنج و ذرت، و هم كيفيتهاى آن متفاوت است، و هم رنگ ظاهرى آن، بعضى سبز تيره، بعضى سبز كمرنگ، بعضى داراى برگهاى پهن و گسترده، و بعضى برگهاى باريك و لطيف و همچنين ...!
بعد به مراحل ديگر حيات اين گياه پرداخته، مىگويد: «بعد آن گياه خشك مىشود به گونهاى كه آن را زرد و بىروح مىبينى»! (ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا).
تند باد از هر سو مىوزد، و آن را كه سست شده است از جا مىكند «سپس آن را درهم شكسته و خرد مىكند» (ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً).
«در اين مثال تذكرى است براى خردمندان» از ناپايدارى دنيا (إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ).
تذكرى است از نظام حسابشده و با عظمت عالم هستى و ربوبيت پروردگار در اين صحنه عظيم، و نيز تذكرى است از پايان زندگى و خاموش شدن شعلههاى حيات، و سپس مسأله رستاخيز، و تجديد حيات مردگان.





