توضيح اين كه: گاه انسان راه را به كسى كه طالب آن است با دقت تمام و لطف و عنايت نشان مىدهد، اما پيمودن راه و رسيدن به مقصود بر عهده خود اوست.
ولى گاه دست طالب راه را مىگيرد و علاوه بر ارائه طريق او را به مقصد مىرساند.
البته نقطه مقابل آن «اضلال» است.
يك نگاه اجمالى به آيات قرآن به خوبى روشن مىسازد كه قرآن هدايت و ضلالت را فعل خدا مىشمرد، و هر دو را به او نسبت مىدهد.
مطالعه سطحى اين آيات و عدم درك معنى عميق آنها سبب شده است كه گروهى در تفسير آنها به «ضلالت» بيفتند و زير آوارهاى مكتب «جبر» مدفون گردند.
اما دقيقترين تفسيرى كه با همه آيات هدايت و ضلالت سازگار است و همه آنها را به خوبى تفسير مىكند اين است كه بگوئيم:
هدايت تشريعى به معنى ارائه طريق، جنبه عمومى و همگانى دارد و هيچ قيد و شرطى در آن نيست، چنانكه در آيه 3 سوره دهر آمده: «ما راه را به انسان نشان داديم خواه شكرگزارى كند يا كفران» و در آيه 51 سوره آل عمران مىخوانيم: «تو همه انسانها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى» بديهى است دعوت پيامبر مظهر دعوت خداست چرا كه هر چه او دارد از خدا دارد.





