(آيه 33)- در باره گروه دوم نيز دو توصيف ذكر كرده، مىفرمايد: «اما كسى كه سخن راست بياورد، و كسى كه آن را تصديق كند آنان پرهيزكارانند» (وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ).
به اين ترتيب سخن از كسانى است كه هم آورنده صدقند و هم عمل كننده به آن، سخن از آنهاست كه مكتب وحى و سخن حق پروردگار را در عالم نشر داده، و خود به آن مؤمن هستند و عمل مىكنند، اعم از پيامبران و امامان معصوم و تبيين كنندگان مكتب آنها.
(آيه 34)- در اين آيه سه پاداش بزرگ براى اين گروه بيان مىدارد: نخست مىفرمايد: «آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است و اين است جزاى نيكوكاران» (لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ).
گستردگى مفهوم اين آيه به قدرى است كه تمام مواهب معنوى و نعمتهاى مادى را شامل مىشود، آنچه در تصور و وهم ما بگنجد يا نگنجد؟
(آيه 35)- دومين و سومين پاداش آنان را به اين صورت بيان مىكند: «تا خداوند بدترين اعمالى را كه انجام دادهاند (در سايه ايمان و صداقت آنها) بيامرزد و آنها را به بهترين اعمال كه انجام مىدادند پاداش دهد» (لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ).
چه تعبير جالبى! از يكسو اين تقاضا را دارند كه بدترين اعمالشان در سايه لطف الهى پوشانده شود، و با آب توبه اين لكهها از دامانشان پاك گردد، و از سوى ديگر تقاضايشان اين است كه خداوند بهترين اعمالشان را معيار پاداش قرار دهد و همه اعمال آنها را به حساب آن بپذيرد! و خداوند نيز با تعبيرى كه در اين آيات بيان فرموده درخواست آنان را پذيرفته است، بدترين را مىبخشد، و بهترين را معيار پاداش قرار مىدهد.





