شواهد دیگر نیز که در تاریخ موجود است بروشنی از سوء نیت مأمون پرده برمی*دارد، و ما به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می*کنیم:* مأمون جاسوسانی بر امام گماشته بود تا همه*ی امور را زیر نظر بگیرند و به او گزارش کنند، این خود دلیل دشمنی مأمون با امام و عدم ایمان و حسن نیت او نسبت به آن بزرگوار است، در روایات اسلامی می*خوانیم: «هشام بن ابراهیم راشدی، از نزدیکترین افراد نزد امام رضا(علیه*السلام) بود و امور امام بدست او جریان داشت، ولی هنگامیکه امام را به مرو آوردند، هشام با «فضل بن سهل ذوالریاستین» ـ وزیر مأمون ـ و با مأمون اتصال و ارتباط پیدا کرد، و چنان بود که هیچ چیز را از آنان پنهان نمی*داشت؛ مأمون او را حاجب (یعنی مسئول روابط عمومی) امام قرار داد، و هشام فقط افرادی را که خود مایل بود نزد امام راه می*داد و بر امام سخت می*گرفت و او را در مضیقه قرار می*داد. و دوستان و پیروان امام نمی توانستند ان گرامی را ملاقات نمایند و هر چه امام در منزلش می*گفت هشام به مأمون و فضل بن سهل گزارش می*کرد... »
«اباصلت» در مورد دشمنی مأمون با امام می*گوید: امام (علیه*السلام) با دانشمندان مناظره و بر آنان غلبه می*کرد، و مردم می*گفتند: به خدا قسم او از مأمون به خلافت سزاوارتر است، و جاسوسان این مطلب را به مأمون گزارش می*کردند... »*
و نیز می*بینیم «جعفر بن محمد بن اشعث» در ایامی که امام در خراسان و نزد مأمون بوده است، به امام پیام می*دهد که نامه*های او را پس از خواندن بسوزاند تا مبادا بدست دیگری بیفند،*و امام برای اطمینان خاطر او می*فرماید: نامه*هایش را پس از خواندن می*سوزانم... .
و نیز می*بینیم امام (علیه*السلام) در همان ایام که نزد مأمون و ظاهراً ولیعهد است در پاسخ «احمد بن محمد بزنطی» می*نویسد: ... و اما اینکه اجازه*ی ملاقات خواسته*یی، آمدن نزد من دشوار است، و اینها اکنون بر من سخت گرفته*اند، و فعلاً برایت ممکن نیست، انشاء الله بزودی ملاقات میسر خواهد شد... .





پاسخ با نقل قول
