RE: فصل دوّم: زمينههاى گناه
مثال ديگر: سرما زمينهى سرماخوردگى مىشود ولى علت آن نيست زيرا در زمستان فقط كسانى كه مراقبت نكنند سرما مىخورند وانسان مىتواند با حفظ و مراقبت در زمستان سرما نخورد و انسانى هم هست كه بر اثر بى انصباطى در تابستان سرما مىخورد. بنابراين سرما زمينهى بيمارى است نه علت آن. سرمايه هم مثل سرماست، زمينهى طغيان است نه علت آن. «1»
__________________________________________________
(1). به عبارت علمى: علت تامه نيست، بلكه مقتضى و علت ناقصه است
سرمايه در دست فرعون و قارون عامل فساد است. ولى در دست حضرت سليمان عليه السلام و حضرت داود عليه السلام مايه بركت و آبادانى و جبران كمبودهاى اقتصادى و اجتماعى است.
دو نمونه از ثروتمندان در قرآن
در قرآن دو نمونه از صاحبان ثروت و مكنت مطرح شده؛ يكى حضرت سليمان عليه السلام و ديگرى قارون كه يكى سرمايه و ثروت را از آنِ خدا مىدانست و آن را وسيله وصول به رضوان خدا قرار داد و ديگرى سرمايه را از آنِ خود مىدانست و آن را وسيله عياشى و زرق و برق دنيا قرار داد.
بينش حضرت سليمان عليه السلام در مورد سرمايه و مكنت اين است:
«هذا من فضل ربى ليبلونى ءاشكر ام اكفر» «1»
«اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مىآورم يا كفران مىكنم.» «2»
حضرت سليمان هر چه دارد آن را به خدا نسبت مىدهد و خود را فقير درگاه او مىداند.
ولى سرمايهدار ديگر بنام قارون كه ثروتهاى زيادى انباشته وقتى حضرت موسى عليه السلام طبق فرمان خدا از او مطالبه زكات اموالش را مىكند، او با كمال غرور مىگويد:
«إنّما اوتُيتُه على عِلمٍ عندى» «3»
__________________________________________________
(1). نمل/ 40
(2). ديده مىشود بسيارى از سرمايهداران كه اكثراً در بدست آوردن سرمايه و مصرف آن رعايت موازين اسلام را نمىكنند، و بعضى قارون صفت هستند، بر بالاى در خانه خود اين جمله را كه بر كاشى نوشته شده نصب مىكنند. «هذا من فضل ربى» ولى به دنبال آيه توجه ندارند كه: «ليبلونى ءاشكر ام اكفر»!
(3). قصص/ 78
«اين ثروت را در سايه دانشى كه دارم بدست آوردهام.»
يعنى مديريت من باعث شده، بنابراين سرمايه از خود من است و هيچكس حقى در آن ندارد. خداوند بر او غضب كرد و فرمود:
«فخسفنا به و بداره الارض فما كان له من فئة ينصرونه من دون الله و ما كان من المنتصرين» «1»
«پس ما او و خانهاش را در زمين فرو برديم و او گروهى نداشت تا او را در برابر عذاب الهى يارى كنند، و خود نيز نمىتوانست خويشتن را يارى دهد.»
__________________________________________________
(1). قصص/ 81