مثال ديگر: سرما زمينه‏ى سرماخوردگى مى‏شود ولى علت آن نيست زيرا در زمستان فقط كسانى كه مراقبت نكنند سرما مى‏خورند وانسان مى‏تواند با حفظ و مراقبت در زمستان سرما نخورد و انسانى هم هست كه بر اثر بى انصباطى در تابستان سرما مى‏خورد. بنابراين سرما زمينه‏ى بيمارى است نه علت آن. سرمايه هم مثل سرماست، زمينه‏ى طغيان است نه علت آن. «1»
__________________________________________________
(1). به عبارت علمى: علت تامه نيست، بلكه مقتضى و علت ناقصه است‏


سرمايه در دست فرعون و قارون عامل فساد است. ولى در دست حضرت سليمان عليه السلام و حضرت داود عليه السلام مايه بركت و آبادانى و جبران كمبودهاى اقتصادى و اجتماعى است.

دو نمونه از ثروتمندان در قرآن‏

در قرآن دو نمونه از صاحبان ثروت و مكنت مطرح شده؛ يكى حضرت سليمان عليه السلام و ديگرى قارون كه يكى سرمايه و ثروت را از آنِ خدا مى‏دانست و آن را وسيله وصول به رضوان خدا قرار داد و ديگرى سرمايه را از آنِ خود مى‏دانست و آن را وسيله عياشى و زرق و برق دنيا قرار داد.

بينش حضرت سليمان عليه السلام در مورد سرمايه و مكنت اين است:

«هذا من فضل ربى ليبلونى ءاشكر ام اكفر» «1»
«اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم.» «2»
حضرت سليمان هر چه دارد آن را به خدا نسبت مى‏دهد و خود را فقير درگاه او مى‏داند.

ولى سرمايه‏دار ديگر بنام قارون كه ثروت‏هاى زيادى انباشته وقتى حضرت موسى عليه السلام طبق فرمان خدا از او مطالبه زكات اموالش را مى‏كند، او با كمال غرور مى‏گويد:
«إنّما اوتُيتُه على عِلمٍ عندى» «3»

__________________________________________________
(1). نمل/ 40
(2). ديده مى‏شود بسيارى از سرمايه‏داران كه اكثراً در بدست آوردن سرمايه و مصرف آن رعايت موازين اسلام را نمى‏كنند، و بعضى قارون صفت هستند، بر بالاى در خانه خود اين جمله را كه بر كاشى نوشته شده نصب مى‏كنند. «هذا من فضل ربى» ولى به دنبال آيه توجه ندارند كه: «ليبلونى ءاشكر ام اكفر»!
(3). قصص/ 78


«اين ثروت را در سايه دانشى كه دارم بدست آورده‏ام.»
يعنى مديريت من باعث شده، بنابراين سرمايه از خود من است و هيچكس حقى در آن ندارد. خداوند بر او غضب كرد و فرمود:
«فخسفنا به و بداره الارض فما كان له من فئة ينصرونه من دون الله و ما كان من المنتصرين» «1»

«پس ما او و خانه‏اش را در زمين فرو برديم و او گروهى نداشت تا او را در برابر عذاب الهى يارى كنند، و خود نيز نمى‏توانست خويشتن را يارى دهد.»
__________________________________________________
(1). قصص/ 81