(آيه 42)- اين آيه از واكنش «آل فرعون» در برابر دو پيامبر بزرگ الهى (موسى و هارون) و انذارهاى آنها پرده برداشته، مى‏گويد: «آنها تمام آيات ما را تكذيب كردند» (كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها).

آرى! اين مغروران خود خواه، و اين جباران خود كامه و بيدادگر، همه آيات الهى را بدون استثنا انكار كردند، همه را دروغ يا سحر يا حوادث اتفاقى شمردند!

انسان اگر حقيقت‏جو باشد ديدن يكى از اين معجزات با اخطار قبلى و سپس برطرف شدن بلا به وسيله دعاى پيامبر خدا براى او كافى است، ولى هنگامى كه انسان بر سر دنده لجاجت قرار مى‏گيرد اگر تمام آسمان و زمين آيت خدا شود مؤثر نيست تنها عذاب الهى بايد فرا رسد و مغزهائى را كه پر از باد غرور است درهم بكوبد.

چنانكه در پايان آيه مى‏خوانيم: «و ما آنها را گرفتيم و مجازات كرديم، گرفتن شخصى (كه هرگز مغلوب نمى‏شود) قدرتمند و توانا» (فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ).

تعبيرى كه در ذيل اين داستان آمده، در سرگذشتهاى ديگر نظير ندارد اين به خاطر آن است كه فرعونيان بيش از همه به قدرت و عزت خود مى‏باليدند، و همه جا سخن از نيروى حكومت آنها بود، اما خداوند مى‏گويد: ما آنها را گرفتيم، گرفتن عزيز مقتدر تا معلوم شود، اين قدرت و عزت پوشالى در مقابل عزت و قدرت خدا هيچ و پوچ است، و عجب اين كه همان رود عظيم نيل كه سر چشمه تمام ثروت و قدرت و آبادى و تمدن آنها بود مأمور نابودى آنها شد، و عجيبتر اين كه قبل از آن موجودات كوچكى همچون ملخ، قورباغه، قمل (يك نوع حشره) بر آنها مسلط گشت و آنان را به ستوه آورد و بيچاره كرد.

(آيه 43)- بعد از بيان داستان اقوام پيشين و عذاب و كيفر امتهاى سركش و مجرم، در اين آيه مشركان مكّه را مخاطب ساخته مى‏گويد: «آيا كفار شما بهتر از آنانند يا براى شما امان نامه‏اى در كتب آسمانى نازل شده است» (أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ).

ميان شما و قوم فرعون و قوم نوح و لوط و ثمود چه تفاوتى است؟ اگر آنها به خاطر كفر و طغيان و ظلم و گناه گرفتار طوفانها و زلزله‏ها و صاعقه‏ها شدند چه دليلى دارد كه شما به چنين سرنوشتى مبتلا نشويد؟!

(آيه 44)- «يا مى‏گويند: ما جماعتى متحد و نيرومند و پيروز هستيم» و از مخالفانمان انتقام مى‏گيريم (أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ).