(آيه 17)- و سر انجام در اين آيه بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه: «ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم، آيا كسى هست كه متذكر شود»؟ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ).
آرى! اين قرآن، هيچ پيچيدگى ندارد، و شرائط تأثير، در آن جمع است، الفاظش شيرين و جذاب، تعبيراتش زنده و پر معنى، انذارها و بشارتهايش صريح و گويا، داستانهايش واقعى و پر محتوا، دلائلش قوى و محكم، منطقش شيوا و متين، خلاصه آنچه لازمه تأثير گذاردن يك سخن است در آن جمع است، و به همين دليل هر زمان دلهاى آماده با آن تماس يابد، مجذوب آن مىشود و در طول تاريخ اسلام نمونههاى عجيب و شگفتانگيزى از تأثير عميق قرآن در دلهاى آماده ديده مىشود، كه شاهد گوياى اين امر است.
(آيه 18)- سرنوشت قوم عاد! قوم ديگرى كه سرگذشت آنها در اين سوره به دنبال سرگذشت فشرده قوم نوح آمده، «قوم عاد» است، كه قرآن به عنوان هشدارى به كافران و مجرمان بطور فشرده به آن اشاره كرده، مىگويد: «قوم عاد (نيز پيامبر خود را) تكذيب كردند» (كَذَّبَتْ عادٌ).
هر قدر پيامبر آنها، هود بر تبليغات خود مىافزود، و از راههاى مختلف براى بيدار ساختن آنها تلاش مىكرد، آنها بر خيره سرى و لجاجت خود مىافزودند، و غرور ناشى از ثروت و امكانات مادى و غفلت ناشى از غرق بودن در شهوات، گوش شنوا و چشم بينا را از آنها گرفته بود.
سر انجام خداوند آنها را با عذاب دردناكى مجازات كرد، لذا در دنباله آيه بصورت سر بسته مىفرمايد: بنگريد «عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟ (فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ).
(آيه 19)- سپس به شرح اين اجمال پرداخته، مىافزايد: «ما تند باد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم مستمر بر آنان فرستاديم ...» (إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ).
(آيه 20)- سپس در توصيف اين تندباد مىفرمايد: «مردم را همچون تنههاى نخل ريشه كن شده از جا بر مىكند» و به هر سو پرتاب مىنمود تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ.
«اعجاز» جمع «عجز» به معنى قسمت عقب يا پائين چيزى است، و تشبيه آنها به قسمت پائين نخلها به خاطر آن است كه به گفته بعضى باد به قدرى شديد بود كه نخست دست و سرهاى آنها را كند و با خود برد، و بعد بقيه بدنهايشان همچون نخل بىشاخ و برگ، از زمين كنده شده به هر گوشه و كنار پراكنده مىگشت.





