بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

(آيه 1)- ماه شكافته شد! در آيه نخست، از دو حادثه مهم سخن به ميان آمده: يكى نزديك شدن قيامت است كه عظيمترين دگرگونى را در عالم آفرينش همراه دارد و سر آغازى است براى زندگى نوين در جهان ديگر، جهانى كه عظمت و گستردگى آن براى ما زندانيان عالم دنيا قابل درك و توصيف نيست.

و حادثه ديگر معجزه بزرگ «شق القمر» است كه هم دليلى است بر قدرت خداوند بزرگ بر هر چيز و هم نشانه‏اى است از صدق دعوت پيغمبر گراميش.
مى‏فرمايد: «قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت»! (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ).

قابل توجه اين كه سوره گذشته (سوره نجم) با جمله‏هائى پيرامون نزديكى قيامت پايان گرفت أَزِفَتِ الْآزِفَةُ و اين سوره با همين معنى آغاز مى‏شود و اين تأكيدى است بر اين موضوع كه قيامت نزديك است. گرچه در مقياس عمر دنيا ممكن است هزاران سال طول بكشد، اما توجه به مجموع عمر اين جهان از يكسو، و با توجه به اين كه تمام عمر دنيا در برابر قيامت لحظه زود گذرى بيش نيست منظور از اين تعبير روشن مى‏شود.

ذكر اين دو حادثه با هم، به خاطر آن است كه اصولا ظهور پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله كه آخرين پيامبر الهى است خود از نشانه‏هاى نزديكى قيامت است.

از سوى ديگر شكافتن ماه خود دليلى است بر امكان به هم ريختن نظام كواكب و نمونه كوچكى است از حوادث عظيمى كه در آستانه رستاخيز در اين جهان رخ مى‏دهد، چرا كه تمامى كواكب و ستارگان و زمين در هم مى‏ريزند و عالمى نو به جاى آنها ايجاد مى‏شود.

طبق روايات مشهور كه بعضى ادعاى تواتر آن را نيز كرده‏اند مشركان نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند: اگر راست مى‏گوئى و تو پيامبر خدائى ماه را براى ما دو پاره كن! فرمود: اگر اين كار را انجام دهم ايمان مى‏آوريد؟

عرض كردند: آرى- و آن شب، شب چهاردهم ماه بود- پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پيشگاه پروردگار تقاضا كرد آنچه را خواستند به او بدهد ناگهان ماه به دو پاره شد، و رسول اللّه آنها را يك يك صدا مى‏زد و مى‏فرمود: ببينيد! بنابر اين نه با توجه به خود آيه و قرائن موجود در آن، و نه از نظر روايات، و اقوال مفسران، موضوع شقّ القمر قابل انكار نيست.