
- آن مرد آسمانى
-
روتنى
يكى از نزديكان او با شيفتگى به خاطر مى آورد:
((در سفرى كه در معيت ايشان به مشهد مقدس مشرف شدم ، تواضع اين حكيم را شاهد بودم ؛ زيرا در صحن حرم كه نماز مرحوم آقاى ميلانى بر پا مى شد، در ميان جمعيت با تواضع خاصى و بدون نام و نشان به امام جماعت اقتدا مى كرد و حتى اگر فرش پهن نبود، عباى خويش را مى گسترانيد و نماز را به جماعت مى خواند.(35)
مرد بى هوا
حجت الاسلام موسوى همدانى مى گويد:(36)
((مرحوم آيت الله آقاى آخوند همدانى مى فرمود: من مردى بى هواتر از اين مرد (علامه طباطبايى ) نديده ام ، با اين كه گنجينه اى از معارف و معلومات است ، ولى مع ذلك در اقتدا به مرحوم آيت الله ميلانى ، در صف آخر، ميان مسافران به نماز مى ايستاد.))
كوه تواضع
علامه سيد محمد حسين حسينى تهرانى نقل مى كند(37):
((آن قدر متواضع و مؤ دب و در حفظ آداب ، سعى بليغ داشت كه من كرارا خدمتشان عرض كردم : آخر اين درجه از ادب شما و ملاحظات شما ما را بى ادب مى كند! شما را به خدا فكرى به حال ما كنيد!))
((از قريب چهل سال پيش تا به حال ديده نشد كه ايشان در مجلس به متكا و بالش تكيه زنند؛ بلكه پيوسته در مقابل واردين ، مؤ دب قدرى جلوتر از ديوار مى نشستند؛ و زير دست ميهمان وارد.))
((من شاگرد ايشان بودم ؛ و بسيار به منزل ايشان مى رفتم ، و به مراعات ادب مى خواستم پايين تر از ايشان بنشينم ، ابدا ممكن نبود، ايشان بر مى خاستند، و مى فرمودند)):
((بنابراين ما بايد در درگاه بنشينيم يا خارج از اتاق بنشينيم !))
((در چندين سال قبل در مشهد مقدس كه وارد شده بودم ، براى ديدنشان به منزل ايشان رفتم ، ديدم در اتاق روى تشكى نشته اند (به علت كسالت قلب طبيب دستور داده روى زمين سخت ننشينند) ايشان از روى تشك برخاستند و مرا به نشستن روى آن تعارف كردند؛ من از نشستن خوددارى كردم ؛ من و ايشان مدتى هر دو ايستاده بوديم تا بالاخره فرمودند)):
((بنشينيد، تا من بايد جمله اى را عرض كنم !))
((من ادب كرده و اطاعت كرده نشستم ، و ايشان نيز روى زمين نشستند، و بعد فرمودند)):
((جمله اى را كه مى خواستم عرض كنم ، اينست كه : آنجا نرم تر است !))
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن