آن مرد آسمانى
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 55

موضوع: آن مرد آسمانى

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #15
    کاربر کانون محمدابراهیم نامدار آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    فریدونکنار
    نوشته ها
    1,000
    می پسندم
    260
    مورد پسند : 186 بار در 174 پست
    نوشته های وبلاگ
    4
    میزان امتیاز
    51
    هنر عشق

    غزلى از استاد علامه طباطبايى كه خود، پر از دقايق و ظرايف لطيف است و خبر از روحى عارف ، طهارت يافته و عمق بين دارد(67)


    همى گويم و گفته ام بارها
    بود كيش من ، مهر دلدارها

    پرستش به مستى است در كيش مهر
    برونند زين جرگه هشيارها

    به شادى و آسايش و خواب و خور
    ندارند كارى ، دل افكارها

    به جز اشك چشم و به جز داغ دل
    نباشد، به دست گرفتارها

    كشيدند در كوه دلدارگان
    ميان دل و كام ، ديوارها

    چه فرايادها، مرده در كوه ها
    چه حلاج ها، رفته بر مردارها

    چه دار جهان جز دل و مهر يار
    مگر توده هايى ز پندارها

    ولى راد مردان و وارستاگان
    نه يازند هرگز به مرادها

    مهين مهر ورزان ، كه آزاده اند
    بريزند از دام جان ، تارها

    به خون خود آغشته و رفته اند
    چه گل هاى رنگين به جوبارها

    بهاران كه شاباش ريزد سپهر
    به دامان گلشن ، ز رگبارها

    كشد رخت ، سبزه به هامون و دشت
    زند بارگه گل به گلزارها

    نگارش دهد گلبن جويبارها
    در آيينه ى آب ، رخسارها

    رود شاخ گل در بر نيلوفر
    بر قصد به صد ناز، گلنارها

    درد پرده ى غنچه را باد بام
    هزار آورد نغز گفتارها

    به آواى ناى و به آهنگ چنگ
    خروشد ز سرو و سمن ، تارها

    به ياد خم ابروى گلرخان
    بكش جام ، در بزم ميخوارها

    گره را ز راز جهان ، بازكن
    كه آسان كند باده ، دشوارها

    جز افسون و افسانه نبود جهان
    كه بستند چشم خشايارها

    به اندوه آينده خود را مباز
    كه آينده ، خوابيست چون پارها

    فريب جهان را مخور زينهار
    كه در پاى اين گل ، بود خارها

    پياپى بكش جام و سرگرم باش
    به هل ، گر بگيرند، بيكارها


    جاذبه ى شعر

    مهندس عبدالباقى ، در اين باره مى گويد(68):
    ((استاد خود شعر مى گفت و به لسان الغيب حافظ شيرازى و مولوى ، عطار، سنايى و ديگران علاقه داشت ، اما حافظ در نزد او چيز ديگرى بود، نه فقط به خاطر شعر بلند و فاخرش ، بلكه به خاطر معانى قرآنى و حضور خداوند و مسايل اسلامى در ادبيات ديوان حافظ و گاه مى شد كه با عده اى ساعت هاى متمادى مى نشست و درباره ى يك بيت حافظ، بحث و تحليل مى كرد.))
    ویرایش توسط محمدابراهیم نامدار : 09-11-2013 در ساعت 01:14 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •