خويشتن دارى

خود ساخته

استاد موسوى همدانى ، خاطره ى خود را از اين بزرگ مرد اخلاقى معاصر چنين بازگو مى كند(50):
((هيچ به ياد ندارم در طول بيست و چند سال معاشرتم با ايشان ، براى طلبه اى كه وارد مى شد، تمام قامت بلند نشوند و نيز مراقبتى كه ايشان از زبان خود داشتند، در همه ى اين مدت يك كلمه غيبت از ايشان نشنيدم .))

آيت الله ابراهيم امينى نوشته است (51): ((هيچ گاه نديدم كه به خود ببالد و از خويشتن تمجيد كند، در تعليم و تربيت بخل نداشت ... از عبارت پردازى خوشش نمى آمد، به كثرت و قلت شاگردان خود چندان توجهى نداشت ، گاهى حتى براى دو سه نفر هم درس مى گفت ، غير طلاب را نيز از كسب فيض محروم نمى كرد از داخل و خارج كشور نامه هاى فراوانى خدمت ايشان مى رسيد كه پرسش علمى و دينى داشتند، جواب نامه ها را با خط خودش مى نوشت و مى فرستاد، علاوه بر درس هاى رسمى ، جلسه ى اخلاق و سير و سلوكى داشت كه بعضى علاقه مندان در آن شركت داشتند و كسب فيض مى نمودند... داستان هاى جالب علمى و اخلاقى فراوانى بياد داشت كه با بيان آنها مجلس را صفا و نورانيت مى داد.))

مراقبت

آيت الله حسن زاده ى آملى از طهارت شاگردانى چون خود مى گويد، به نغز دريابيم وضع استاد را(52):
((ما برنامه مان اين بود كه در محضر مقدس اساتيدمان بى وضو حاضر نمى شديم ، يك بار پيش نيامد كه در محضر جناب آقاى شيخ اسد الله يزدى يا آقاى الهى قمشه اى يا آقاى طباطبايى (رضوان الله تعالى عليهم اجمعين ) بى وضو بوده باشيم ، خيلى اين جهت را مواظب بوديم ؛ حالا اگر اين مراقبت و مواظبت را بالا برديم ، در نظام هستى در پيشگاه حقيقت علم كه يك پارچه طهارت است ، حسن مطلق است ، بايد طاهر بوده باشم ، اگر اين طهارت را دنبال كنيم )):

يك صبح به اخلاص بيا در بر ما

گر كام تو بر نيامد آن گه گله كن !


ان هذا القرآن يهدى للتى هى اءقوم (53)
{بى گمان اين قرآن بى آيينى كه استوارتر است ، راه مى نماياند} و تا طهارت پيش نيامده ، ممكن است اصطلاحاتى را بياموزد و جمع كند، اما آن علمى كه العلم نور يقذفه براى او حاصل نمى شود.))
((علامه طباطبايى در مراقبتش اهتمام داشت ، برادر بزرگوارش جناب آيت الله آقا محمد حسن طباطبايى نيز كه بزرگ مردى بود، در مراقبتش ‍ بسيار شديد و عجيب كشيك نفس مى كشيد.))
((اين وظيفه هر فرد مسلمان است ، هر فرد آگاه و بيدار است كه كشيك نفس بكشد، و مراقب نفس خودش باشد، چون در مسير ارتقا است .))