سوره كهف [18]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

موضوع: سوره كهف [18]

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #40
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره كهف [18]

    (آيه 110)- اين آيه كه آخرين آيه سوره كهف است مجموعه‏اى است از اصول اساسى اعتقادات دينى، «توحيد» و «معاد» و «رسالت پيامبر» صلّى اللّه عليه و آله و در واقع همان چيزى است كه آغاز سوره كهف نيز با آن بوده است.

    و از آنجا كه مسأله نبوت در طول تاريخش با انواع غلو و مبالغه همراه بوده است آن را چنين بيان مى‏كند: «بگو: من فقط بشرى همچون شما هستم (يگانه امتيازم اين است) كه بر من وحى مى‏شود» (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ).

    و با اين تعبير بر تمام امتيازات پندارى شرك آلودى كه پيامبران را از مرحله بشريت به مرحله الوهيت بالا مى‏برد قلم سرخ مى‏كشد.

    سپس از ميان تمام مسائلى كه وحى مى‏شود، انگشت روى مسأله توحيد مى‏گذارد و مى‏گويد: بر من وحى مى‏شود «كه معبود شما فقط يكى است» (أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ).

    در اينجا تنها به مسأله توحيد اشاره شده است، زيرا توحيد تنها يك اصل از اصول دين نيست بلكه خمير مايه همه اصول و فروع اسلام است.

    اگر در يك مثال ساده تعليمات دين را از اصول و فروع به دانه‏هاى گوهرى تشبيه كنيم بايد توحيد را به آن ريسمانى تشبيه كرد كه اين دانه‏ها را به هم پيوند مى‏دهد و از مجموع آن گردنبند پر ارزش و زيبايى مى‏سازد.

    به همين دليل در احاديث مى‏خوانيم كه: جمله «لا اله الّا اللّه» قلعه محكم پروردگار است و هر كس در آن وارد شود از عذاب و كيفر الهى در امان است.

    سومين جمله اين آيه اشاره به مسأله رستاخيز مى‏كند و آن را با حرف «فاء» به مسأله توحيد پيوند مى‏زند، و مى‏گويد: «بنا بر اين هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد» (فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً).

    لقاى پروردگار كه همان مشاهده باطنى ذات پاك او با چشم دل و بصيرت درون است گر چه در اين دنيا هم براى مؤمنان راستين امكان‏پذير است اما در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنتر جنبه همگانى و عمومى پيدا مى‏كند.

    در آخرين جمله حقيقت عمل صالح را در يك بيان كوتاه چنين باز گو مى‏كند:

    «و نبايد كسى را در عبادت پروردگارش شريك سازد» (وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً).

    به تعبير روشنتر تا حقيقت خلوص و اخلاص، در عمل نيايد رنگ عمل صالح به خود نخواهد گرفت. در حقيقت عمل صالحى كه از انگيزه الهى و اخلاص، سر چشمه گرفته و با آن آميخته شده است گذر نامه لقاى پروردگار است! عمل خالص تا آن حدّ در اسلام مورد اهميت است كه در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مى‏خوانيم: «كسى كه چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه‏هاى حكمت و دانش را از قلبش بر زبانش مى‏گشايد».

    «پايان سوره كهف»

  2. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (08-07-2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •