(آيه 53)- و اين آيه سر انجام كار پيروان شيطان و مشركان را چنين بيان مىكند: «و (در آن روز) گنهكاران آتش (دوزخ) را مىبينند» (وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ). و آتشى كه هرگز آن را باور نكرده بودند در برابر چشمان آنها آشكار مىشود.
در اينجا به اشتباهات گذشته خود پى مىبرند: «و يقين مىكنند كه با آن در مىآميزند» (فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها).
«و (نيز به يقين مىفهمند كه) هيچ گونه راه گريزى از آن نخواهند يافت» (وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً).
نه معبودهاى ساختگيشان به فريادشان مىرسند، نه شفاعت شفيعان در باره آنها مؤثر است، و نه با كذب و دروغ و يا توسل به «زر» و «زور» مىتوانند از چنگال آتش دوزخ، آتشى كه اعمالشان آن را شعلهور ساخته رهايى يابند.
(آيه 54)- گويى تنها منتظر مجازاتند! در اينجا يك نوع نتيجه گيرى از مجموع بحثهاى گذشته و نيز اشارهاى به بحثهاى آينده مىكند.
نخست مىگويد: «و در اين قرآن براى مردم هر گونه مثلى را بيان كرديم» (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ).
از تاريخ تكان دهنده گذشتگان و از حوادث دردناك زندگى آنها و خاطرههاى تلخ و شيرين تاريخ، در گوش مردم فرو خوانديم و آن قدر مسائل را زير و رو كرديم تا دلهايى كه آماده پذيرش است پذيراى حق گردد، و بر سايرين نيز اتمام حجت شود، و جايى براى ابهام باقى نماند.
ولى با اين حال گروهى طغيانگر و سركش هرگز ايمان نياوردند، چرا كه «انسان بيش از هر چيز به مجادله مىپردازد» (وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا).





