(آيه 51)- اين آيه دليل ديگرى بر ابطال اين پندار غلط اقامه كرده، مىگويد:
«من هرگز آنها [ابليس و فرزندانش] را به هنگام آفرينش آسمانها و زمين، و نه به هنگام آفرينش خودشان حاضر نساختم» (ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ). تا از آنها در آفرينش جهان كمك بگيريم يا از اسرار خلقت آگاه و مطلع شوند.
بنا بر اين كسى كه هيچ گونه دخالتى در آفرينش جهان و حتى نوع خود نداشته و از اسرار و رموز خلقت به هيچ وجه آگاه نيست چگونه قابل ولايت يا پرستش است و در پايان اضافه مىكند: «و من هيچگاه گمراه كنندگان را دستيار خود قرار نمىدهم» (وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً).
يعنى آفرينش بر پايه راستى و درستى و هدايت است، موجودى كه برنامهاش اضلال و افساد است در اداره اين نظام، جائى نمىتواند داشته باشد.
(آيه 52)- اين آيه مجددا هشدار مىدهد كه به خاطر بياوريد «روزى را كه (خداوند) مىگويد: همتايانى را كه براى من مىپنداشتيد صدا بزنيد» تا به كمك شما بشتابند (وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ).
يك عمر از آنها دم مىزديد، و در آستانشان سجده مىنموديد، اكنون كه امواج عذاب و كيفر اطراف شما را احاطه كرده فرياد بزنيد لااقل ساعتى به كمكتان بشتابند.
آنها كه گويا هنوز رسوبات افكار اين دنيا را در مغز دارند فرياد مىزنند و «آنها را مىخوانند، ولى (اين معبودهاى پندارى حتى) پاسخ به نداى آنها نمىدهند» تا چه رسد به اين كه به كمكشان بشتابند (فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ).
«و در ميان اين دو گروه كانون هلاكتى قرار داديم» (وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً).





