سوره كهف [18]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

موضوع: سوره كهف [18]

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #13
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    RE: سوره كهف [18]

    (آيه 44)- «و در اين هنگام (بود كه اين حقيقت بار ديگر به ثبوت پيوست كه) ولايت و سر پرستى و قدرت از آن خداست خداوندى كه عين حق است» (هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ).

    آرى! در اينجا كاملا روشن گشت كه همه نعمتها از اوست و هر چه اراده او باشد همان مى‏شود، و جز به اتكاء لطف او كارى ساخته نيست.

    آرى! «اوست كه برترين ثواب و بهترين عاقبت را (براى مطيعان) دارد» (هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً).

    پس اگر انسان مى‏خواهد به كسى دل ببندد و بر چيزى تكيه كند و اميد به پاداش كسى داشته باشد چه بهتر كه تكيه‏گاهش خدا و دلبستگى، و اميدش به لطف و احسان پروردگار باشد.

    (آيه 45)- آغاز و پايان زندگى دنيا در يك تابلو زنده: در آيات گذشته سخن از ناپايدارى نعمتهاى جهان ماده بود، و از آنجا كه درك اين واقعيت براى يك عمر طولانى به مدت شصت يا هشتاد سال براى افراد عادى كار آسانى نيست، قرآن در ضمن يك مثال بسيار زنده و گويا اين صحنه را كاملا مجسم مى‏كند، تا غافلان مغرور با مشاهده آن- كه در عمرشان بارها و بارها تكرار شده و مى‏شود- از اين غرور و غفلت بيدار شوند، مى‏گويد: اى پيامبر! «زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مى‏فرستيم» (وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ).

    اين قطره‏هاى حيات بخش بر كوه و صحرا مى‏ريزد «و به وسيله آن گياهان زمين (سر سبز مى‏شود و) در هم فرو مى‏رود» (فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ).

    پوست سخت و پر مقاومت دانه در برابر نرمش باران نرم مى‏شود، و به جوانه گياه اجازه عبور مى‏دهد، سر انجام جوانه نو رس از دل خاك سر بر مى‏دارد. آفتاب مى‏درخشد نسيم مى‏وزد، مواد غذايى زمين كمك مى‏كند، و اين جوانه نو رس با نيرو گرفتن از همه اين عوامل حيات به رشد و نموّ خود ادامه مى‏دهند آن چنانكه بعد از مدت كوتاهى گياهان زمين سر بر سر هم مى‏گذارند و در هم فرو مى‏روند.

    صفحه كوه و صحرا يك پارچه جنبش و حيات مى‏شود، شكوفه‏ها و گلها و ميوه‏ها يكى بعد از ديگرى زينت بخش شاخه‏ها مى‏شوند، گويى همه مى‏خندند، فرياد شادى مى‏كشند، به وجد و رقص در آمده‏اند.

    ولى اين صحنه دل‏انگيز ديرى نمى‏پايد، بادهاى خزان شروع مى‏شود و گرد و غبار مرگ بر سر آنها مى‏پاشد هوا به سردى مى‏گرايد، آبها كم مى‏شود «و بعد از مدتى (آن گياه خرم و سرسبز) مى‏خشكد» (فَأَصْبَحَ هَشِيماً).

    آن برگهايى كه در فصل بهار آن چنان شاخه‏ها را چسبيده بودند كه قدرت هيچ توفانى نمى‏توانست آنها را جدا كند آن قدر سست و بى‏جان مى‏شوند كه «بادها آن را به هر سو پراكنده مى‏كند» (تَذْرُوهُ الرِّياحُ).

    «آرى خداوند بر هر چيزى توانا بوده و هست» (وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً).

  2. کاربر مقابل پست امیرحسین عزیز را پسندیده است:

    Soham 313 (08-03-2013)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •