(آيه 96)- سپس چنين دستور داد: «قطعات بزرگ آهن براى من بياوريد» (آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ).
هنگامى كه قطعات آهن آماده شد، دستور چيدن آنها را بر روى يكديگر صادر كرد «تا كاملا ميان دو كوه را پوشاند» (حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ).
سومين دستور ذو القرنين اين بود كه به آنها «گفت: (مواد آتشزا هيزم و مانند آن بياوريد و آن را در دو طرف اين سدّ قرار دهيد، و با وسائلى كه در اختيار داريد) در آن آتش بدميد تا قطعات آهن را، سرخ و گداخته كرد» (قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً).
در حقيقت او مىخواست، از اين طريق قطعات آهن را به يكديگر پيوند دهد و سدّ يكپارچهاى بسازد، و با اين طرح عجيب، همان كارى را كه امروز به وسيله جوشكارى انجام مىدهند انجام داد.
سر انجام آخرين دستور را چنين صادر كرد: «گفت: مس ذوب شده براى من بياوريد تا بر روى اين سدّ بريزم» (قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً).
و به اين ترتيب مجموعه آن سدّ آهنين را با لايهاى از مس پوشانيد و آن را از نفوذ هوا و پوسيدن حفظ كرد!
(آيه 97)- سر انجام چنان سدّ محكمى ساخت «كه آنها [طايفه يأجوج و مأجوج] قادر نبودند از آن بالا روند، و نمىتوانستند نقبى در آن ايجاد كنند» (فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً).





