7- درس ديگرى كه از اين ماجراى تاريخى مىتوان آموخت اين است كه صاحبان اصلى درد، بايد در انجام كار خود شريك باشند كه «آه صاحب درد را باشد اثر» اصولا كارى كه با شركت صاحبان اصلى درد پيش مىرود هم به بروز استعدادهاى آنها كمك مىكند و هم نتيجه حاصل شده را ارج مىنهند و در حفظ آن مىكوشند چرا كه در ساختن آن تحمل رنج فراوان كردهاند.
ضمنا به خوبى روشن مىشود كه حتى يك ملت عقب افتاده هنگامى كه از طرح و مديريت صحيحى بر خوردار شود مىتواند دست به چنان كار مهم و محير العقولى بزند.
8- يك رهبر الهى بايد بىاعتنا به مال و ماديات باشد، و به آنچه خدا در اختيارش گذارده قناعت كند.
در قرآن مجيد كرارا در داستان انبياء مىخوانيم: كه آنها يكى از اساسىترين سخنهايشان اين بود كه ما در برابر دعوت خود هرگز اجر و پاداش و مالى از شما مطالبه نمىكنيم.
9- محكم كارى از هر نظر درس ديگر اين داستان است.
11- انسان هر قدر قوى و نيرومند و متمكن و صاحب قدرت شود و از عهده انجام كارهاى بزرگ بر آيد باز هرگز نبايد به خود ببالد و مغرور گردد اين هم درس ديگرى است كه ذو القرنين به همگان تعليم مىدهد.
12- همه چيز زائل شدنى است و محكمترين بناهاى اين جهان سر انجام خلل خواهد يافت، هر چند از آهن و پولاد يك پارچه باشد. اين آخرين درس در اين ماجرا درسى است براى همه آنها كه عملا دنيا را جاودانى مىدانند، آن چنان در جمع مال و كسب مقام، بىقيد و شرط و حريصانه مىكوشند كه گوئى هرگز مرگ و فنائى وجود ندارد.
يأجوج و مأجوج كيانند؟
در قرآن مجيد در دو سوره از يأجوج و مأجوج سخن به ميان آمده، يكى در آيات مورد بحث و ديگر در سوره انبياء آيه 96.
آيات قرآن به خوبى گواهى مىدهد كه اين دو نام متعلق به دو قبيله وحشى خونخوار بوده است كه مزاحمت شديدى براى ساكنان اطراف مركز سكونت خود داشتهاند. و مردم قفقاز به هنگام سفر «كورش» به آن منطقه تقاضاى جلو گيرى از آنها را از وى نمودند، و او نيز اقدام به كشيدن سدّ معروف ذو القرنين نمود.





