ب)كلام ابن مسكويه در تعريف غضب


[color=blue]
« غضب در حقيقت عبارت از حركتي است نفساني كه بواسطه آن جوشش در خون قلب حادث شده براي شهوت انتقام، پس وقتي كه اين حركت سخت شود آتش غضب را فروزان كند و بر افروخته نمايد. و متمكن كند جوشش خون قلب را در آن، و پركند شريانها و دماغ را از يك درد تاريك مضطربي كه بواسطه آن حال عقل بد و ناچيز شود و كار او ضعيف شود. و مَثَل انسان در اين هنگام، چنانچه حكما گويند، مَثَل غاري شود كه در او آتش افروزند و پرگردد ازشعله، و محبوس و مُخْتَنِق گردد درآن دود و اشتعال آتش، و بپا خيزد نفير آن و بلند شود نايره و صداي آن از شدت اشتعال؛ پس سخت شود علاج آن و مشكل گردد خاموش نمودن آن، و چنان شود كه هر چه بَر وي افكنند كه او را فرو نشانند، خود او نيز جزء آن شود و بر مادة آن افزايد و سبب ازدياد شود. پس، از اين سبب است كه انسان در اين حال كور شود از رشد و هدايت، و كر گردد از موعظه وپند، بلكه موعظه در اين حال موجب ازدياد غضب شود. و از براي شخص، راه چاره اي نيست.» در ادامه آورده است كه «.... و اما بقراط گويد كه من ازكشتي كه دچار بادها و طوفانهاي سخت شود و متلاطم كند آن را موجهاي دريا و بيندازد آن را در لُجّه هايي كه در آن كوه هاي دريايي است اميدوارترم از شخص غضبناك بر افروخته؛
[/color] زيرا كه كشتي را دراين حال ملاحان با لطايف الحيَل نجات دهند، و اما نفس وقتي آتش غضبش شعله ور گردد اميد حيله براي او نيست. زيراكه هرچه حيله به خرج بري، از قبيل موعظه و نصايح، و هرچه با او فروتني كني و زاري نمايي، بر شعله و مايه آن افزايد.»(42)
\پی نوشت:
42.چهل حديث امام خميني(ره)، به نقل از تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق(چاپ مصر)، ص162