RE: حلم وبردباری از منظر آیات قرآن و روایات اهل البیت (علیهم السلام) (1)

ششم: احتراز از مصاحبت ومعاشرت با كساني كه غضب بر آنان غالب است. در واقع اين مورد مصداق معكوس اين شعر معروف است:
كمال همنشين در من اثرکرد
وگرنه من همان خاكم كه هستم
هفتم: اينكه بداند كه هرچه واقع مي شود به قضا وقدر خداوند است، وهمه چيز مسخّر قبضه قدرت اوست. وچون اين را دانست توحيد بر وجودش غالبه مي كند وبرهيچ كس خشم نخواهد گرفت ونسبت به آنچه بر او وارد مي شود غيظ نخواهد نمود.
هشتم: آنكه كه متذكر باشد كه غضب از بيماري دل ونقصان عقل است، وباعث آن ضعف ونقص نفس است نه شجاعت وقوت نفس ولذا ديوانه زودتر از عاقل خشمگين مي شود ومريض زودتر از سالم از جا در مي رود و پير ناتوان زودتر از جوان غضبناك مي گردند وصاحب اخلاق به رذائل زشت زودتر از شخص بافضيلت به خشم مي آيد. واگر در آنچه گفتيم شك داري ديده بگشا و به احوال طبقات مردم بنگر، آنگاه كتابهاي سرگذشت و تاريخ را مطالعه كن و به داستانهاي گذشتگان گوش فرا ده، تا بداني كه حلم وعفو و فروخوردن خشم از صفات انبياء وحكماء وبزرگان و بخردان بوده و غضب خصلت جاهلان وبيخردان.
نهم: آنكه به ياد آور كه تسلط وقدرت خدا بر او بيشتر و شديدتر است از قدرت وي بر اين ضعيفي كه براو غضب كرده، و او درجنب قدرت قاهره خداوند بي نهايت ضعيف تر است از اين ضعف ناتوان. پس بايد بترسد وحذر كند از اينكه چنانچه غضب خود را بر او جاري سازد خداوندغضب خود را در دنيا وآخرت بر او جاري كند.پيامبر خدا (صلّی اللّه علیه وآله) به امير المؤمنين (علیه السّلام) فرمودند: « ياعلي خشمگين مشو و هرگاه به خشم آمدي بنشين و درباره قدرتي كه پرودگار بر بندگان دارد وگذشتي كه از آنها مي كند بينديش.»(68)
دهم: اينكه متذّكر باشد كه ممكن است آن ضعيفي كه مورد خشم اوست روزي قوي شود و درصدد انتقام برآيد و زبان سرزنش وشماتت بگشايد و به جان و مال و اهل و عِرض(آبرو) او آسيب رساند.
يازدهم: بداند كه خدا دوست دارد كه بنده خشم نكند، وحبيب آنچه را كه محبوب مي خواهد البته اختيار مي كند، پس اگر بنده دوست دار خداست، شدت دوستي او به خدا بايد آتش خشم وي را فرو نشاند.
\پی نوشت:
68.همان، ص 4339،ح15056