[align=right][/center]
و)طرق معالجه غضب (58)



بياني در امكان معالجه ملكات رذيله از جمله غضب:
خواهي كه جاودانت، باشد تصرف اينجا
از خويشتن جدا كن اين شهوت وغضب را(59)
علماي اخلاق در اين اختلاف دارند كه آيا مي توان غضب را به كلي از ميان برد يا نه. بعضي گفته اند: ریشه کن كردن غضب از دل غير ممكن است، زيرا غضب مقتضاي طبع آدمي است و آنچه ميسر است، شكستن شدت وحدت آن و تخفيف و تضعيف آن است.البته بايددر نظر داشت غضبي كه زايل كردن آن لازم است غضب افراطي ومذموم است، زيرا غضب متعادل كه به فرمان عقل و شرع است (اينك مورد بحث ما نيست)،بلكه از آثار شجاعت است واتّصاف به آن لازم، هرچند مسامحة به آن غضب گفته شود مانند قول اميرالمؤمنين (علیه السّلام) درمورد پيامبركه فرمودند: «پيامبر خدا (صلّی اللّه علیه وآله) براي دنيا به خشم نمي آمد اما هرگاه حق او را به خشم مي آورد، هيچكس او را نمي شناخت و هيچ چيز نمي توانست جلوي خشم او رابگيرد تا انگاه كه انتقام حق را مي گرفت.»(60) و شكي نيست خشم وغضب رسول الله (صلّی اللّه علیه وآله) غضب مذموم نيست بلكه غضب ممدوح و مقتضي مقام نبوت وتوجيه شجاعت نبوي است. اما غضب مذموم را مي توان زايل كرد و اگر امكان نداشت لازم مي آيد كه در انبياء و اوصياء نيز وجود داشته باشد. كه اين مدعا بي شك باطل است. ونيز بايد دانست كه انسان مادامي كه در اين دنياست، بواسطه آن كه درتحت تغييطات و تصرفات واقع است، تبديل هر ملكه اي به ملكه اي ديگر مي تواند بكند. اين كه مي گويند« فلان خُلق فطري وجبلّي است وقابل تغيير نيست.» كلامي است بي اساس، وپايه علمي ندارد. اين مطلب علاوه بر آن كه برهاني است درفلسفه، وجداني نيزهست،شاهد بزرگش آن است كه درشريعت مطهره،تمام اخلاق فاسده مورد نهي واقع شده است وبراي علاج آنها دستور داده شده و تمام اخلاق حسنه مورد امر واقع شده و براي تحصيل آنها نيز دستور رسيده است.پس انسان مادامي كه حيات دنيوي را ازدست نداده، بايد قدر آن رابداند ودرتحصيل ملكات فاضله كوشش كند و باهر رياضتي است پس از قلع ملكات خبيثه از نفس درتحصيل مقابلات آنها جان فشاني كند وخوددار از آن نباشد. ونبايد به نداشتن اخلاق فاسده قانع شود، زيرا قلع ماده فساد مقدمه براي اصلاح وتكميل نفس وجايگزين شدن صفت حميده ي مقابل است. در همين رابطه آيت الله شُبَّر در كتاب شريف الاخلاق چنين نگاشته اند
:
پی نوشت:
58.مطالب اين قسمت برگرفته از كتاب اخلاق اسلامي ج1، شرح جنودعقل وجهل و چهل حديث امام خميني(ره) و منابع روايي است.
59. اوحدي مراغه اي
60.ميزان الحكمه، ص 4341، ح 15067