(آيه 3)- در اين آيه براى پاسخ گفتن به كسانى كه براى هر دستهاى از موجودات خدايى قائلند و مىگويند خداى باران، خداى جنگ، خداى صلح، خداى آسمان و مانند آن «1» چنين مىگويد: «اوست خداوندى كه بر تمام آسمانها و زمين حكومت مىكند» (وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ).
بديهى است كسى كه در همه جا حكومت مىكند و تدبير همه چيز به دست او است و در همه جا حضور دارد، تمام اسرار و نهانها را مىداند، و لذا در جمله بعد مىگويد: «چنين پروردگارى پنهان و آشكار شما را مىداند و نيز از آنچه انجام مىدهيد و به دست مىآوريد باخبر است» (يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ).
(آيه 4)- گفتيم در سوره انعام روى سخن بيشتر با مشركان است، و قرآن به انواع وسائل براى بيدارى و آگاهى آنها متوسل مىشود، در اين آيه به روح لجاجت و بىاعتنايى و تكبر مشركان در برابر حق و نشانههاى خدا اشاره كرده، مىگويد: «آنها چنان لجوج و بىاعتنا هستند كه هر نشانهاى از نشانههاى پروردگار را مىبينند، فورا از آن روى برمىگردانند» (وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ).
اين روحيه منحصر به دوران جاهليت و مشركان عرب نبوده، الان هم بسيارى را مىبينيم كه در يك عمر شصت ساله حتى، زحمت يك ساعت تحقيق و جستجو در باره خدا و مذهب به خود نمىدهند، سهل است اگر كتاب و نوشتهاى در اين زمينه به دست آنها بيفتد به آن نگاه نمىكنند، و اگر كسى با آنها در اين باره سخن گويد، گوش فرا نمىدهند، اينها جاهلان لجوج و بىخبرى هستند كه ممكن است گاهى در كسوت دانشمند ظاهر شوند!





