(آيه 30)- در اين آيه قرآن به سرنوشت آنها در روز رستاخيز اشاره كرده، مى‏گويد: «اگر آنها را مشاهده كنى در آن هنگام كه در پيشگاه پروردگارشان ايستاده‏اند و به آنها گفته مى‏شود، آيا اين حق نيست»؟ (وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ). «آنها در پاسخ خواهند گفت: آرى، سوگند به پروردگار ما، اين حق است»! (قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا).

بار ديگر «به آنها گفته مى‏شود پس بچشيد مجازات را به خاطر اين كه آن را انكار مى‏كرديد و كفر مى‏ورزيديد»! (قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ).

مسلما منظور از «وقوف در برابر پروردگار» اين نيست كه خداوند مكانى داشته باشد، بلكه به معنى ايستادن در برابر صحنه‏هاى مجازات اوست- همانطور كه بعضى از مفسران گفته‏اند- و يا كنايه از حضور در دادگاه الهى است، همانطور كه انسان به هنگام نماز مى‏گويد من در برابر خداوند ايستاده‏ام.

(آيه 31)- در اين آيه اشاره به خسران و زيان منكران معاد و رستاخيز كرده مى‏فرمايد: «آنها كه ملاقات پروردگار را انكار كردند مسلما گرفتار زيان شدند» (قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ).

منظور از «ملاقات پروردگار» يا ملاقات معنوى و ايمان شهودى است، (شهود باطنى) و يا ملاقات صحنه‏هاى رستاخيز و پاداش و جزاى او.

سپس مى‏گويد: اين انكار براى هميشه ادامه نخواهد يافت، و تا زمانى خواهد بود كه «ناگهان رستاخيز برپا شود، و آنها در برابر اين صحنه‏هاى وحشتناك قرار گيرند و نتايج اعمال خود را با چشم خود ببينند، در اين موقع فرياد آنها بلند مى‏شود: اى واى بر ما چقدر كوتاهى در باره چنين روزى كرديم» (حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى‏ ما فَرَّطْنا فِيها).

منظور از «ساعة» روز قيامت است و «بغتة» به معنى اين است كه بطور ناگهانى و جهش آسا كه هيچ كس جز خدا وقت آن را نمى‏داند واقع مى‏شود.

سپس قرآن مى‏گويد: «آنها بار گناهانشان را بر دوش دارند» (وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى‏ ظُهُورِهِمْ).

و در پايان آيه مى‏فرمايد: «چه بد بارى بر دوش مى‏كشند» (أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ).