
- مسیح من مسیح تو
-
کاربر کانون
RE: مسیح من مسیح تو
لیلت! حرفهایم تمام شد. تنها یك راز تلخ مانده است كه اگر نگویم باز آن میهمانی ناتمام میشود. مسیح ما هم مصلوب شد! كاش میشد این جمله را همینطور مجهول گذاشت و برایش فاعلی پیدا نكرد. اما نمیشود! ما مسیحمان را خودمان مصلوب كردیم. با دستها و دلهای خودمان. باورت میشود؟
لیلت! باورت میشود؟ من نمیدانم یوحنای او هستم یا یهودای او؟ اقلا تو میدانی كه اگر روز مرگ عیسی بودی، پطرس بودی. در دیری دور سر به دیوار نهاده میگریستی و این تنها یهودا بود كه كنار صلیب ایستاده بود و نگاه میكرد. ولی من نمیدانم. چون همه بودند. یهودا و یوحنا دست در دست. محبین غال و مبغضین قال شانه در شانه. آنها كه تا مرزهای پرستش دوستش میداشتند و آنها كه خونش را تشنه بودند. همه بودیم. صف در صف ایستادیم و نگاه كردیم. چوب صلیبش را از مرغوبترین چوب تراشیدیم. از بهترینها! براقترین چوبی كه درختی داشت. چون ما دوستش داشتیم، عاشقش بودیم.
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن