
- مسیح من مسیح تو
-
کاربر کانون
RE: مسیح من مسیح تو
از من نپرس چرا او با انسان چنین میكند؟ از من نپرس چرا او معلم تكلیفهای سخت، امتحانهای شاق و جریمههای بزرگ است؟ دست روی دلم نگذار. دلم زخم است. زخم تنهایی شاگردی كه زیر نگاه غضبناك معلم سختگیرش، عاشقانه از شوق میلرزد. او پنهانیترین لایهها را هم زلال میخواهد. او كوچكی روحم را جریمه میكند، حتی اگر هزار ركعت نماز همراه آورده باشم. وقتی عیسای انجیل متی نصیحتم میكند، كودك میشوم. همه چیز ساده و كودكانه میشود. مهربانانه باید همه را دوست بدارم. با یك اعتراف از گناهانم پاك میشوم. شاد میشوم. میتوانم از شادی برقصم. روبهروی كتاب خطبههای او، ناگهان بزرگ میشوم. او ناگهان تمام شادیهای حقیر كودكانه را میگیرد. همهی سختیهای شگرف، رنج های ژرف و اندوههای سترگ را در كولهام میریزد. من باید از غم خلخالی كه در دوردستها از پای زنیكشیدهاند بمیرم.(6) چون مرا بزرگ میخواهد. به جای شادیهای كودكانه باید لذت بهجتهای عمیق را بچشم. باید دیوانهی امر عظیمی باشم. باید جانم را بدهم تا دنیا اسیرم نكند. باید... نمیدانم او؟ او همان امانتی نیست كه كوهها نكشیدند؟
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن