(آيه 40)- اما قرآن از نتيجه كار فرعون جبار و اعوانش چنين خبر مىدهد:
«از اين رو ما او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم، در حالى كه در خور سرزنش بود»َأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَ هُوَ مُلِيمٌ).
(آيه 41)- سپس به سرنوشت اجمالى قوم «عاد» پرداخته، چنين مىگويد:
«در سرگذشت قوم عاد نيز (آيتى است) در آن هنگام كه تند بادى بىباران بر آنها فرستاديم» (وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ).
عقيم بودن بادها زمانى است كه ابرهاى بارانزا با خود حمل نكند، گياهان را تلقيح ننمايد، و فايده و بركتى نداشته باشد، و جز هلاكت و نابودى چيزى همراه نياورد.
(آيه 42)- سپس به توصيف تند بادى كه بر قوم عاد مسلط شد پرداخته، مىافزايد: «بر هيچ چيز نمىگذشت مگر اين كه آن را همچون استخوانهاى پوسيده مىساخت» (ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ).
اين تعبير نشان مىدهد كه تند باد قوم عاد يك تند باد معمولى نبود، بلكه علاوه بر تخريب و درهم كوبيدن و به اصطلاح فشارهاى فيزيكى، داراى سوزندگى و مسموميتى بود كه اشياء گوناگون را مىپوساند.
اين بود اشاره كوتاهى به سرنوشت قوم نيرومند و ثروتمند «عاد» كه در سرزمين «احقاف» (منطقهاى ميان عمان و حضر موت) مىزيستند.
(آيه 43)- بعد از آنها نوبت به قوم «ثمود» مىرسد و در باره آنها مىفرمايد:
«و نيز در سرگذشت قوم ثمود (عبرتى است) در آن هنگام كه به آنها گفته شد:
مدتى كوتاه بهرهمند باشيد» و سپس منتظر عذاب (وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ).
منظور از «حَتَّى حِينٍ» همان سه روز مهلتى است كه در آيه 65 سوره هود به آن اشاره شده است: «آنها شترى را كه به عنوان اعجاز آمده بود از پاى درآورند و پيامبرشان صالح به آنها گفت: سه روز در خانههايتان بهره گيريد (و بعد از آن منتظر عذاب الهى باشيد) اين وعدهاى است تخلفناپذير».





