(آيه 9)- در اين آيه علت اين انحراف از حق را بيان كرده، مى‏فرمايد:
« (تنها) كسى از ايمان به آن منحرف مى‏شود كه از قبول حق، سرباز مى‏زند» و گر نه دلائل زندگى بعد از مرگ آشكار است (يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ).

با توجه به اين كه در آيات قبل سخن از رستاخيز در ميان بود معلوم است كه منظور اصلى انحراف از اين عقيده است، و نيز از آنجا كه در آيه گذشته سخن از گفتگوهاى ضد و نقيض كافران در ميان بود معلوم مى‏شود منظور در اينجا كسانى است كه از منطق و دليل روشن منحرف مى‏شوند.

بنابر اين مجموع آيه چنين معنى مى‏دهد: كسانى از ايمان به معاد منحرف مى‏شوند كه از مسير دليل عقل و منطق حق طلبى منحرف گشته‏اند.

(آيه 10)- در اين آيه دروغگويان و دروغ پردازان را شديدا مورد مذمت و تهديد قرار داده، مى‏گويد: «كشته باد دروغگويان» و مرگ بر آنها! (قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ).
منظور از «خرّاصون» كسانى هستند كه غرق جهل و نادانى خويشند، و براى فرار از زير بار حق هر روز بهانه و سخن بى‏اساسى را عنوان مى‏كنند.

اصولا قضاوتهائى كه مدرك روشنى ندارند و بر پايه حدس و تخمين و گمانهاى بى‏اساس است كارى است گمراه‏كننده و مستحق نفرين و عذاب.

(آيه 11)- سپس به معرفى اين دروغگويان پرداخته، مى‏افزايد: «همانها كه در جهل و غفلت فرو رفته‏اند» (الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ).
(آيه 12)- «و (از اين رو) پيوسته سؤال مى‏كنند: روز جزا چه موقع است» و قيامت كى خواهد آمد؟ (يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ).

اين سخن به آن مى‏ماند كه بيمارى از طبيب مرتبا سؤال كند پايان عمر من چه روزى خواهد بود؟
هر كس اين سؤال را بى‏اساس مى‏داند، و مى‏گويد مهم اين است كه بدانى مرگ حق است تا خود را درمان كنى مبادا گرفتار «مرگ زودرس» شوى.

(آيه 13)- ولى با اين حال قرآن به آنها پاسخ كوبنده‏اى داده، مى‏گويد:
(آرى) همان روزى است كه آنها را بر آتش مى‏سوزانند»! (يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ).