(آيه 21)- در اين آيه مىافزايد: «و در وجود خود شما» نيز آياتى است (وَ فِي أَنْفُسِكُمْ).
«آيا (چشم باز نمىكنيد و اين همه آيات و نشانهاى آشكار حق را) نمىبينيد»؟! (أَ فَلا تُبْصِرُونَ).
بدون شك انسان اعجوبه عالم هستى است و آنچه در عالم كبير است در اين عالم صغير نيز وجود دارد، بلكه عجايبى در آن است كه در هيچ جاى جهان نيست.
دستگاههائى كه در بدن انسان است مانند قلب و كليه و ريه و مخصوصا دهها هزار كيلو متر! رگهاى درشت و باريك و حتى مويرگهائى كه با چشم ديده نمىشود، و مسؤول آبرسانى و تغذيه و تهويه «ده ميليون ميليارد» سلول تن انسان هستند، و حواس مختلفى مانند بينائى و شنوائى و حواس ديگر هر كدام آيتى عظيم از آيات اوست.
و از همه مهمتر معماى «حيات» كه اسرار آن همچنان ناشناخته مانده، و ساختمان روح و عقل انسان است كه عقول همه انسانها از درك آن عاجز است.
و لذا پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «كسى كه خويش را بشناسد خداى خويش را شناخته است».
(آيه 22)- در اين آيه به سومين بخش از نشانههاى عظمت پروردگار و قدرت او بر معاد اشاره كرده، مىفرمايد: «و روزى شما در آسمان است، و آنچه به شما وعده داده مىشود» (وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ).
مفهوم «رزق» هم باران را شامل مىشود، هم نور آفتاب را كه از آسمان به سوى ما مىآيد و نقش آن در حيات و زندگى فوق العاده حساس است، و همچنين هوا را كه مايه حيات همه موجودات زنده است.
چيزى كه مانع بصيرت آدمى مىشود، همان حرص براى روزى است خداوند در اين آيه به انسان اطمينان مىدهد كه روزى او تضمين شده است، تا بتواند با خيال راحت به شگفتيهاى جهان هستى بنگرد.
به هر حال سه آيه فوق ترتيب لطيفى دارد: آيه نخست از عوامل وجود انسان در كره زمين سخن مىگويد، و آيه دوم از خود وجود انسان، و آيه سوم از عوامل دوام و بقاء او.





