(آيه 6)- و بار ديگر به عنوان تأكيد مىافزايد: «و بىشك (رستاخيز و) جزاى اعمال واقع شدنى است» (وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ).
«دين» در اينجا به معنى جزاست، و اصولا يكى از نامهاى قيامت «يوم الدّين» (روز جزا) است و از آن روشن مىشود كه منظور از وعدههاى واقع شدنى در اينجا وعدههاى مربوط به قيامت و حساب و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ و ساير امور مربوط به معاد است، بنابر اين جمله اول تمام وعدههاى قيامت را شامل مىشود، و جمله دوم تأكيدى است بر مسأله جزا.
(آيه 7)- سوگند به آسمان و چين و شكنهاى زيبايش! اين آيه همچون آيات گذشته با سوگند شروع مىشود، نخست مىفرمايد:
«سوگند به آسمان كه داراى چين و شكنهاى زيباست» (وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ).
(آيه 8)- اين آيه به جواب قسم يعنى مطلبى كه به خاطر آن سوگند ياد شده است پرداخته، مىافزايد: «همه شما (در باره قيامت) در گفتارى مختلف و گوناگون هستيد» (إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ). پيوسته ضد و نقيض مىگوئيد، و همين تناقض گوئى دليل بر بىپايه بودن سخنان شماست.
در مورد معاد، گاه مىگوئيد: ما اصلا باور نمىكنيم كه استخوانهاى پوسيده زنده شوند.
و گاه مىافزاييد: پدران و نياكان ما را بياوريد تا گواهى دهند بعد از مرگ قيامت و رستاخيزى در كار است تا قبول كنيم! و در مورد پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله گاه مىگوئيد: ديوانه است، گاه شاعرش مىخوانيد، گاه ساحرش مىناميد.
همچنين در مورد قرآن گاه آن را «اساطير الاولين» (افسانهها و خرافات پيشينيان) مىناميد گاهى شعرش مىخوانيد، و گاه سحر، و گاه دروغ! اين تعبير در حقيقت استدلالى است بر بطلان ادعاهاى مخالفان در مورد توحيد و معاد و پيامبر و قرآن- هر چند تكيه اصلى اين آيات به قرينه آياتى كه بعدا مىآيد روى مسأله معاد است.





