(آيه 22)- در اين آيه مى‏افزايد: «اگر (از اين دستورها) روى گردان شويد، جز اين انتظار مى‏رود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد» (فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ).

زيرا اگر از قرآن و توحيد روى گردان شويد قطعا به سوى جاهليت باز مى‏گرديد، و برنامه‏هاى جاهلى چيزى جز «فساد در زمين»، «قتل و غارت و خونريزى»، «كشتن خويشاوندان و دختران» نبود.

(آيه 23)- در اين آيه سرنوشت نهائى اين گروه منافق و بهانه جوى مفسد را چنين بيان مى‏كند: «آنها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، پس گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور نموده است»، نه حقيقتى را مى‏شنوند و نه واقعيتى را مى‏بينند (أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ).

آنها جهاد اسلامى را كه بر معيار حق و عدالت است قطع رحم و فساد فى الارض مى‏پندارند، اما آن همه جناياتى را كه در جاهليت مرتكب شدند و خونهاى بى‏گناهانى را كه در دوران حكومتشان ريختند مطابق با حق و عدالت! لعنت خدا بر آنها باد كه نه گوش شنوا دارند و نه چشم بينا!

(آيه 24)- در اين آيه به ذكر علت واقعى انحراف اين قوم نگون بخت پرداخته، مى‏گويد: «آيا آنها در آيات قرآن تدبّر نمى‏كنند (تا حقيقت را در يابند و وظائف خود را انجام دهند) يا بر دلهاى آنها قفل نهاده شده است»؟! (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها).

و به اين ترتيب بايد قرآن مجيد در متن زندگى مسلمانان قرار گيرد و آن را قدوه و اسوه خويش قرار دهند دستوراتش را مو به مو اجرا كنند، و تمام خطوط زندگى خويش را با آن هماهنگ سازند.

اما بهره گيرى از قرآن نياز به يك نوع خود سازى دارد، هر چند خود قرآن نيز به خود سازى كمك مى‏كند، چرا كه اگر بر دلها قفلها باشد، قفلهائى از هوى و هوس، كبر و غرور، لجاجت و تعصب، اجازه ورود نور حق به آن نمى‏دهد.

(آيه 25)- چرا در قرآن تدبر نمى‏كنند؟! قرآن همچنان به بحث پيرامون منافقان و موضع گيريهاى مختلف آنها ادامه مى‏دهد، مى‏فرمايد: «كسانى كه بعد از روشن شدن حق بازگشتند و پشت كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده، و آنها را به آرزوهاى دور و دراز فريفته است» (إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ).