(آيه 29)- منافقان را از لحن گفتارشان مىتوان شناخت: در اينجا باز هم به بخشى ديگر از صفات و نشانههاى منافقين اشاره مىكند و مخصوصا بر اين معنى تأكيد دارد كه اينها تصور نكنند براى هميشه مىتوانند چهره درونى خود را از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مؤمنان مكتوم دارند.
نخست مىگويد: «آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است گمان كردند خدا كينههايشان را (نسبت به پيامبر و مؤمنان) آشكار نمىكند» (أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ).
(آيه 30)- لذا در آيه شريفه مىافزايد: «و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مىدهيم، تا آنها را با قيافههايشان بشناسى»! (وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ).
در چهرههاى آنها علامتى مىگذاريم كه با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به رأى العين آنها را ببينى.
سپس مىافزايد: «هر چند مىتوانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى» (وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ).
يعنى اين منافقان بيمار دل را از كنايهها و نيشها و تعبيرات موذيانه و منافقانهشان مىتوان شناخت.
در حديث معروفى از «ابو سعيد خدرى» نقل شده است كه مىگويد: «منظور از لحن القول بغض علىّ بن ابي طالب عليه السّلام است، و ما منافقان را در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از طريق عداوت با على عليه السّلام مىشناختيم.»
امروز هم شناختن منافقان از لحن قول و موضع گيريهاى خلافشان در مسائل مهم اجتماعى، و مخصوصا در بحرانها يا جنگها كار مشكلى نيست و با كمى دقت از گفتار و رفتارشان شناسائى مىشوند.
در پايان آيه مىافزايد: «خداوند اعمال همه شما را مىداند» (وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ).
هم اعمال مخفى و آشكار مؤمنان، و هم اعمال منافقان را، به فرض كه بتوانند چهره اصلى خود را از مردم پنهان دارند آيا از خدا كه در ظاهر و باطن و خلوت و جلوت با آنهاست مىتوانند مكتوم دارند؟!





